تبليغاتX
مصائب احمدی نژاد
 
مصائب احمدی نژاد
 
 
الیس الصبح بقریب
 
رفسنجانی خطاب به رهبر انقلاب(پیش از انتخابات):بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت                                                               همسر رفسنجانی:اگر تقلب نشود، موسوي رئيس‌جمهور مي‌شود، ولي خدا نکند تقلب کنند که اگر اينگونه شود، مردم به خيابان‌ها مي‌آيند و اعتراض مي‌کنند                                                                    آقای موسوی ساعت یازده 22 خرداد:مردم خود را در شامگاه میلاد بانوی دو عالم برای برگزاری جشن پیروزی آماده کنند.                                                                 خانم رهنورد همسر آقای موسوی:من خودم لرم و آقای موسوی داماد لرهاست.مگر می شود لرها داماد خود را بگذارند به کس دیگری رای دهند.

شاید بتوان گفت هاشمی رفسنجانی یکی از محافظه کارترین سیاست مدار جهان باشد.وی علاقه دار شرایط موجود به نفع خود و خاندان و دار و دسته اش همیشه حفظ شود به همین خاطر حاضر است برای حفظ شدن این وضع دست به هر کاری بزند.سخنان دو پهلوی وی در سخنرانی هایش یکی دیگر از ویژگی های اوست که در این زمینه روی محمد البرادعی را نیز کم کرده است.

پس از مدت ها غیبت باردیگر هاشمی پشت تریبون نماز جمعه تهران قرار گرفت تا به جز روزنامه ها و پایگاه های اینترنتی که روزنامه مدح وی را می گویند مستقیم با مردم سخن گفته و مجالی برای دفاع از خویش داشته باشد.انتظارات از رفسنجانی این بود که با ریختن آب بر آتش فتنه ای که خود به راه انداخته به وظیفه خود به عنوان یک مقام جمهوری اسلامی عمل نماید اما هرچند به طور مستقیم به بیان توهماتش نپرداخت اما با بیان های دوپهلو کوشید آتشی که رو به خاموشی می رود را دوباره شعله ور سازد.

حضور کروبی و موسوی و دار ودسته شان در نماز جمعه این هفته تهران آن هم به امامت رفسنجانی بر این نکته دلالت دارد که مولا و سرور موسوی و کروبی همین هاشمی رفسنجانی است.احمدی نژاد در مناظره خود با موسوی به این نکته اشاره داشت که من با آقای موسوی طرف نیستم بلکه با یک جریان طرف هستم.در واقع رضایی و کروبی نیز عضوی از این جریان بودند که به وسیله هاشمی رفسنجانی مدیریت می شد.

همچنین حضور نماز اولی ها! در نماز جمعه تهران به نوع خود جالب توجه بود.اقامه نماز با کفش،بدون حجاب اسلامی و مختلط بودن صفوف آقایان و بانوان گوشه ای ازحاشیه های جالب این نماز جمعه بود.این گروه که برای اغتشاش آمده بودند در اول و آخر نماز با بیان شعارهای بی معنی سعی در ناآرام کردن فضا داشتند.طرفداران احمدی نژاد که به آنان سفارش شده بود از مجادله با طرفداران موسوی خودداری کنند تا آخر به این سفارش پایبند بودند و شعاری ضد رفسنجانی ندادند ولی وقتی با بی شرمی برخی طرفداران شکم سیر موسوی روبه رو شدند آرامش خود را از دست دادند و اوضاع به درگیری کشید.البته با دخالت نیروی انتظامی اوضاع آرام شد ولی این برای اولین بار بود که طرفداران دونامزد با هم درگیر می شدند.

هاشمی رفسنجانی در گوشه ای از سخنانش از بازداشت عده ای ابراز نگرانی کرد و خواستار آزادی آنان شد.وی گویی دوران خود را فراموش کرده است.در آن زمان و در اولین دوره ریاست جمهوری اش تورم به حدود ۵۰ درصد رسید که این امر باعث نارضایتی قشرهای پایین جامعه گردید.بروز ناآرامی ها در نقاط مختلف کشور نتیجه این نارضایتی بود.دولت رفسنجانی با هجوم به جمع معترضان عده بسیاری را کشت و تعدادی که کم هم نبودند بازداشت کرد.دولت وی کار را تا جایی رساند که حتی اجازه گذاشتن حجله برای جوانان کشته شده را نداد.

اوضاعی که هاشمی خود ایجاد کرد و نام بحران بر روی آن گذاشت هیچ گاه از تاریخ حذف نمی شود.رفسنجانی نه تنها به وظیفه اش عمل نکرد بلکه با تایید تلویحی ادعاهای دارودسته موسوی خواست تا دوباره جامعه را ملتهب کند ولی او هیچ گاه نخواهد توانست این کار را انجام دهد.پیشنهاد می کنم کسانی که دیروز در نماز جمعه شرکت نمودند و نماز را پشت سر آیت الله ؟ رفسنجانی اقامه کردند،نماز خود را از نو بخوانند.این پیشنهاد نصیب کسانی نمی شود که برای گردش و تفریح و نشستن کنار جوی های آب و دار ودرخت اطراف دانشگاه تهران و گپ و گفت با جنس مخالف و ایراد شعارهای نامفهومی مثل"ما اهل کوفه نیستیم،پول بگیریم بایستیم!!!" به نماز جمعه رفته بودند نمی شود.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 12:37  توسط هادی سلطانیه  | 

مشارکت حدود ۸۵ درصدی مردم ایران در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در نوع خود در سطح جهان بی نظیر بوده است.پیش از این در انتخابات دوم خرداد ۷۶ مشارکت حدود ۸۰ درصدی رقم خورده بود که انتخابات دوره دهم رکورد دوره هفتم را جابه جا کرد.

پیش از انتخابات دوره دهم،برخی با اسپری های رنگ پاش برروی دیوارهای شهرهای کشور جمله"ما هستیم"را می نوشتند.این جمله که توسط سلطنت طلبان و مخالفان جمهوری اسلامی ایران نگاشته می شد مردم را تشویق می کرد تا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکنند.اما با شروع سال نو و به خصوص از اواخر اردیبهشت ۸۸ این شعاردر اذهان به فراموشی سپرده شد.

با نام نویسی افراد گوناگون در انتخابات ریاست جمهوری و اوج گرفتن تبلیغات برای نامزدها دیگر مردم به شعار ماهستیم توجهی نمی کردند بلکه در حال تجزیه و تحلیل نامزدها برای انتخاب یکی از آنان بودند.

در دوره های گذشته به خصوص دوره ۸ ساله ریاست جمهوری اصلاح طلبان هرساله این گونه شعارها بیشتر می شد و تمایل حضور مردم در انتخابات کمتر می گشت.مشارکت بالای مردم در انتخابات سال ۷۶ و آرای بالای آقای خاتمی جای خود را به درصد پایین شرکت کنندگان و ریزش شدید آرای وی در انتخابات سال ۸۰ داد.شعارهای بی پایه و اساس دارودسته اصلاح طلبان و عدم عمل به شعارهایشان از یک سو و وخامت شدید اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی کشور از سوی دیگر عواملی بودند که موجب شدند سال به سال از درصد شرکت کنندگان در انتخابات ها کاسته شود.حتی در انتخابات دوره نهم نیز تقریبا با درصد پایینی روبه رو بودیم.

اما با ظهور احمدی نژاد در عرصه سیاست کشور اوضاع به گونه ی دیگری تغییر کرد.ظهور وی نوعی پویایی در عرصه سیاسی کشور به راه انداخت که اصلاح طلبان با وجود شعارهای دروغین توسعه سیاسی خود نتوانستند به آن دست یابند.انتخابات دوره دهم و برگزاری مناظره های تلویزیونی و تبلیغات آزاد برای همه نامزد های که نمونه ان را در هیچ دوره دیگری ندیده بودیم مردم را برآن داشت تا برای داشتن ایرانی بهتر در انتخابات شرکت کنند.برگزاری راهپیمایی های تبلیغاتی مخالفان رئیس جمهور وقت مانند آنچه از راه آهن تا تجریش حامیان موسوی دیدیم(البته مثل این که راه آهنش را فاکتور گرفته بودند و از میدان ولیعصر(عج) تا تجریش راهپیمایی کردند) و توهین های مکرر آنان مانند دولت سیب زمینی و دیکتاتور دروغ گو را در هیچ دوره ای شاهد نبوده ایم.این همه آزادی در تبلیغات باز هم مخالفان را راضی نکرده بود و روز به روز از افزایش خفقان صحبت می کردند.

روشن شدن بسیاری از مسائل پشت پرده در مناظره ها و عدم پاسخگویی سه نامزد مخالف احمدی نژاد به آنان سبب شد تا اقبال عمومی به احمدی نژاد بیش از پیش افزایش یابد.در گفتگوهای روزمره مردم دلیل رای دادن به احمدی نژاد را این گونه بیان می کردند"به کسی رای می دهم که دزد نباشد" و این سبب شد تا مردم برای دور نگه داشتن دست دست درازان به بیت المال حضوری پر شور داشته باشند.نتیجه آن نیز با رای ۲۴ میلیونی آنان به احمدی نژاد که در طول تاریخ انقلاب بی سابقه بوده است پدیدار شد.هر چند که مخالفان این آرای گسترده را تقلب پنداشتند ولی هیچ گاه نتوانستند مدرکی مستدل برای ادعایشان بیابند.

از سویی دیگر مخالفان احمدی نژاد که بیشتر از اقشار مرفه - ونه لزوما تحصیل کرده - جامعه بودند به تکاپو افتادند تا از آرای احمدی نژاد بکاهند.این گروه که بیشترین سرمایه را در اختیار داشتند با تبلیغاتی بسیار گسترده،به جای تبلیغ برای موسوی به دورغ پردازی علیه احمدی نژاد روی آوردند.لزوما همه ۱۳ میلیونی که به موسوی رای دادند عاشق سرسخت وی نبودند - هر چند که عاشقان سر سختش نیز نه به خاطر برنامه هایش یلکه به خاطر مخالفتش با احمدی نژاد جلب وی شده بودند - بلکه بخش گسترده ای از آنان دروغ هایی را که در طول چهار سال ادامه داشت و در انتخابات شدت گرفت را باور کردند.دولت هزار فامیل،ارائه آمار های دروغین که گفته می شد بانک مرکزی منتشر کرده و ده ها نمونه مانند این گوشه هایی از تلاش آنان برای تخریب احمدی نژاد بود.البته ذکر این نکته هم ضروری است که احمدی نژاد در میان قشر مرفه نیز حامیان بسیاری داشت.هر چند آنان نسبت به دیگران در اقلیت بودند اما می ترسیدند با بیان عقایدشان شیشه خودرو و یا منزلشان شکسته و به آنان تعرض شود.

شعار ما هستیم با حضور میلیونی مردم دیگر به فراموشی سپرده شده است.بسیاری از کسانی که این جملات را می نوشتند در دوران انتخابات از موسوی حمایت می نمودند.پس از مطرح کردن ادعای تقلب در انتخابات و هرج و مرج در شهر و کاهش نفوذ ایران در جامعه جهانی حال باید پس از این،این توقع را داشت که بر در و دیوار بنویسند دولت متقلب.این کار کار همان کسانی است که می نوشتند ما هستیم.در شهر در جایی دیدم که نوشته شده بود"ما هستیم،میر حسین موسوی"

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 15:49  توسط هادی سلطانیه  | 
     مردی    ز  کننده در  خیبر       پرس                            اسرار   کرم ز خواجه  قنبر   پرس

            گر طالب فیض حق به صدقی حافظ                           سر چشمه آن زساقی کوثر پرس

                                                                                                                       "حافظ"

خجسته سالروز ولادت مولای متقیان،امیر مومنان و الگوی عدالت خواهان جهان حضرت علی(ع) بر جهانیان به ویژه پدران ایرانی مبارک باد.

سخنی از امام علی (ع):هر که با حق درافتد نابود شود.

                                                         ******************

فاطمه بنت اسد(س) مادر گرامی حضرت علی(ع) برای به دنیا آوردن ایشانبه درون خانه کعبه رفت اما نه از طریق درب آن بلکه از طریق شکافی که با قدرت الهی در گوشه خانه خدا ایجاد شده بود.این شکاف که به رکن یمانی معروف گشته است امروزه نیز در همان مکان در خانه خدا مشهود است.اما دولت عربستان که گرایش های وهابی دارد همه ساله این بخش از خانه خدا را با انواع مصالح مرمت می کند اما به خواست خداوند همه ساله ۱۳ رجب این بخش دوباره ترک بر می دارد و زحمات ماله کشان بر حق را هدر می دهد.در زیر عکس های این معجزه را مشاهده می فرمائید.

اين عكس در سال ديگري گرفته شده استعكسي از شكاف خانه خدا

براي مشاهده ي بقيه عكس ها مي توانيد به اين سايت مراجعه فرماييد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 22:36  توسط هادی سلطانیه  | 

به دلیل حذف کردن پایگاه اینترنتی ای که از طریق آن تصاویرم را آپلود می کردم تصاویر قابل مشاهده نمی باشند.به همین دلیل در فرصت های آینده به امید خدا این تصاویر را ارائه خواهم داد.شاید یکی از دلایل حذف این تصاویر مخالفت آن با موسوی بوده باشد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 22:31  توسط هادی سلطانیه  | 

خیلی زود اعترافات نزدیکان و دارودسته آقای موسوی آغاز شده است.انتظار نداشتیم که این اعترافات را حداقل در چنین روزهایی بشنویم اما باید گفت دارودسته آقای موسوی صلاح را براین دیده اند تا اوضاع را پیش از آن که دیر شود جمع کرده و مقبولیتی را که به واسطه تخریب و دروغ پراکنی در میان قشر معدودی از جامعه به دست آورده بودند از دست ندهند.

اعترافات یکی از اعضای ستاد آقای موسوی حاکی اقدامات پشت پرده و برنامه ریزی های پیچیده از چندماه پیش از انتخابات تا اعلام نهایی نتیجه آن است.آقای امیر حسین مهدوی که یکی از اعضای سازمان افراطی و وابسته مجاهدین انقلاب اسلامی و همچنین ستاد آقای موسوی است با حضور در خبرگزاری ایسنا که گرایش غیرقابل انکاری به موسوی دارد،بخشی از برنامه ریزی ها برای انتخابات و ایجاد اغتشاش پس از آن را رو کرد.

با بررسی کلی اظهارات آقای مهدوی می توانیم چند موضوع اصلی و مهم آن را برداشت کنیم.یکی از این موضوعات مهم القای عدم سلامت انتخابات و تقلب به نفع احمدی نژاد بوده است.به گفته آقای مهدوی،ستاد آقای موسوی با ایجاد نظرسنجی های دروغین و پخش گسترده آن در میان جامعه می خواست این گونه القا کند که موسوی قطعا یا در دور اول رئیس جمهور است یا با احمدی نژاد به دور دوم می رود.دادن مسئولیت صیانت از آرا به بهزاد نبوی که یکی از سرشناش ترین دروغگویان اصلاح طلب است نیز گوشه ای از اقدامات ستاد موسوی برای القای عدم سلامت انتخابات بود.

آقای مهدوی با بیان برخی از توهمات موسوی مبنی بر تقلب در انتخابات می گوید:"جو عمومي داخل ستاد، عدم پذيرش نتايج انتخابات و عدم اعتنا به روند قانوني شوراي نگهبان بود و ديديم كه در سه روز پس از انتخابات نيز هيچ گونه شكايتي به شوراي نگهبان داده نشد و فقط 7 مورد عناوين كلي داده شد."این تنها بخشی از اعترافات اعضای ستاد موسوی مبنی بر عدم تقلب در انتخابات است.

اما از همه این اعترافات که از قبل برای بسیاری از مردم جامعه مشخص بود بگذریم،به نکته ای اساسی می رسیم که عضو ستاد موسوی نیز بر آن تاکید می کند و آن هم این است:"موسوی برنامه نداشت،فقط دولت را تخریب می کرد."آقای موسوی از ابتدای نام نویسی برای انتخابات ریاست جمهوری با حمله دولت فکر می کرد می تواند از این راه آرای خود را افزایش دهد.در هر یک از نشست های تبلیغاتی اش در استان ها حمله به دولت و دروغ پراکنی و تخریب آن را از یاد نمی برد.حتی در مناظره های تلویزیونی اش - که احمدی نژاد در آن غائب بود - با بهره بردن از غیبت احمدی نژاد به دروغ پراکنی هایش ادامه می داد.وقتی طرفداران و مخالفانش  او  را برای دادن برنامه ای برای سامان بخشیدن به وضع بحرانی کشور! تحت فشار گذاشتند با نمایش کتابی با نام دولت امید کوشید آنان را اقناع کند.اما صرفنظر از این که چند عدد از این کتاب منتشر شده بود باید گفت وی برنامه ای کلی برای کشور نداشت بلکه امده بود تا به رئیسش آقای هاشمی لبیک گفته باشد و از این فضای آزاد انتخاباتی نهایت استفاده را برای تخریب دولت ببرد.

گذشته از این سخنان اعترافات مهم دیگری نظیر حمایت گسترده مالی از موسوی،حلقه اتصال اصلاح طلبان با رسانه های خارجی،حمایت گسترده فرزندان هاشمی رفسنجانی از موسوی و ... از زبان آقای مهدوی بیان شد که توضیح آن برای مردم روشن است.اگرچه ممکن است سازمان مجاهدین و دار و دسته آقای موسوی اعترافات وی را دروغ پنداشته  و تکذیب کنند ولی سخنان وی با عقل سلیم قابل توجیه است.

...........................................................................................................................................

در گشت و گذار خودم در فضای اینترنت به مطلبی بسیار جالب برخوردم.در آخر این مطلب که تحت عنوانمیر حسین در شرایط بغرنج روحی منتشر شده بود نوشته بود:

"اما غيرمنطقي‌ترين موضع ميرحسين موسوي در جريان ديدار وي با يكي از مسؤولان كشور بيان شده است. به گزارش «جوان» اين مقام مسؤول كه براي شنيدن استدلال‌هاي موسوي براي ابطال انتخابات رياست جمهوري به دفتر وي رفته بود، ‌ پس از آن كه با حرف منطقي قابل توجهي از جانب ميرحسين مواجه نمي‌شود از او سؤال مي‌كند كه «اگر فرضاً نتايج انتخابات 22 خرداد ابطال و انتخابات ديگري برگزار شود و در آن انتخابات هم شما رأي نياوري آن وقت چه موضعي اتخاذ خواهيد كرد؟» ميرحسين موسوي در پاسخ به اين سؤال مي‌گويد: ‌ «آن انتخابات هم بايد ابطال شود!»" 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 13:47  توسط هادی سلطانیه  | 

پیروزی احمدی نژاد در ۴ سال پیش یعنی در سال ۱۳۸۴ هیچ گاه از یادمان نخواهد رفت.دقیقا در چنین روزی در آن سال فردی رئیس جمهور ایران شد که خیلی ها با او مخالف بودند.در آن سال و در روزهای منتهی به سوم تیر،تبلیغات شدید و هجمه گسترده علیه احمدی نژاد به راه انداخته شد تا با ایجاد واهمه در میان مردم،آنان را از رای دادن به احمدی نژاد منصرف کرده و آرای هاشمی را افزایش دهند.دلیل این هجمه گسترده بسیار روشن بود.احمدی نژاد آمده بود تا دست جیره خواران و زیاده خواهان و وابستگان به بیگانگان را از کشور ایران کوتاه کند و این برای آنان بسیار ناگوار بود.کسانی که سالیان سال در بالاترین مناصب حکومتی جا خوش کرده و به تاراج ملت ایران اقدام می کردند الان سختشان بود که همه آن جاه و مقام و ثروت را از دست بدهند.

یادمان نرفته است که محمدباقر نوبخت - نماینده آقای رفسنجانی - در مناظره با نماینده آقای احمدی نژاد در شبکه دو سیما گفت:"مردم از این می ترسند که میان خیابان ها دیوار کشیده و آن ها را مردانه زنانه کنید"یادمان نرفته است که سیل انبوه پیامک ها دروغین و تمسخرآمیز علیه احمدی نژاد به راه انداخته شد تا مردم به وی رای ندهند.یادمان نرفته است که دختران اسکیت سوار با وضع نامناسب و چسباندن اتیکت های تبلیغاتی هاشمی به خودشان یک نوع کارناوال متحرک در خیابان ایجاد کرده بودند.یادمان نرفته است که.....

در آن زمان و فردای اعلام نتایج بازهم عده ای با تشکیک در درستی انتخابات،احمدی نژاد را متقلب دانسته و پیروزی او را نادرست خواندند.یکی از همین افراد که امروز پشتوانه آقای موسوی است،همان نامزد شکست خورده یا هاشمی رفسنجانی بود که با اظهارنظرهای جنجال آمیز انتخابات را نادرست می خواند.ولی انگار وی فراموش کرده بود که دستندرکاران انتخابات همان دارودسته خودش بودند که در ستاد انتخابات مشغول به کار بودند.

انگار هرجا احمدی نژاد پیروز می شود،تقلب شده است.این در واقع راهبرد اصلاح طلبان برای شکست هایشان است.آنان هروقت پیروز می شوند انتخابات را سالم می بینند و هرجا شکست می خورند انتخابات را نادرست.

ولی احمدی نژاد در طول چهار ریاست جمهوری اش به دور از حاشیه و تجملات که چندین سال در بالاترین مناصب رخنه کرده به خدمت به مردم پرداخت.او تا دیرهنگام در دفترش در خیابان پاستور تهران مشغول رسیدگی به اوضاع مردم بود.او مثل کسانی نبود که فوتبال جام باشگاه های اروپا را به مردم کشورش ترجیح دهد.اقدامات وی در این چهار سال منحصر به فرد بوده است که باعث شده کشور از حالت کرختی که ۱۶ سال درگیر آن بود خارج شود.البته دولت احمدی نژاد دولت صاحب الزمان(عج) نبود که بی عیب و نقص باشد،بلکه عیب و نقص هایی هم داشت که توسط رسانه های مخالف به شدت بزرگ می شد.

احمدی نژاد کسی است که وقتی به یکی از روستاهای صومعه سرا در استان گیلان می رود دستور گاز کشی به این روستا را می دهد.نکته جالب اینجاست که فردای آن روز گروهی برای کشیدن نقشه و چگونگی انتقال گاز به این روستا به آن سفر می کنند.این تنها یک نمونه از اقدامات مثبت احمدی نژاد برای زدودن مشکلات مردم بوده است.

ملت ایران چند روز پیش با رای ۲۴ میلیونی خود که از سوی هواداران موسوی پاپتی و نامرئی نامیده می شوند باز به احمدی نژاد رای دادند تا از نفوذ دوباره جریان وابستگی،قدرت طلبی و فساد جلوگیری کنند.هر چند که برخی ها با توهمات و خواب های پریشان شبانه خود این رای گسترده را نمی پذیرند و حاضرند برای سرنگونی احمدی نژاد خون ها زیادی ریخته شود.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گفتگوی مرا با یکی از افرادی که در آشوب های چند روز گذشته تهران شرکت کرده بود را بخوانید:

-چرا رفتی توی اغتشاشات شرکت کردی؟

-برای این که موسوی گفته بود تقلب شده،رفتیم تا دولت این احمدی نژاد.....رو سرنگون کنیم؟

-چرا پس ماشین و خونه و اتوبوس و این جور چیزها رو آتیش می زدید؟

-اولش بهت بگم ما فقط موتورهای بسیج و نیرو انتظامی رو آتیش می زدیم،بقیه چیزها رو نیرو انتظامی آتیش می زد یا خراب می کرد بعد می گفت طرفدارای موسوی کردن.

-گیریم موتور بسیج وپلیس رو آتیش زدین.سطل آشغال و اتوبوس شرکت واحدو اینا که دیگه برای پلیس نیست.

-به ما ربطی نداره ما هر چی برای دولته آتیش می زنیم و خرابش می کنیم.

-این فولکس قورباغه ای(اشاره می کنم به یک عکس)که برای دولت نبود اینو چرا آتیش زدین؟

-این فولکسه صاحبش اون کنار وایستاده بود گفت ماشین منه آتیشش بزنید.

(البته بهتون بگم من اطلاعاتی و از این جور چیزها نیستم فقط با یکی از این افراد که متاسفانه یا خوشبختانه دانشجوی دانشگاه آزاد هم هست دوستانه گفتگو می کردم.)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 13:34  توسط هادی سلطانیه  | 
 
  بالا