|
مصائب احمدی نژاد
|
||
|
الیس الصبح بقریب |
بی شک امروزه افراد بسیاری که همگی از گردن کلفتان و خیمه زدگان به بیت المال می باشند از خداوند درخواست مرگ احمدی نژاد و به پایان رسیدن ریاست جمهوری وی را دارند!در این میان عده ی بسیاری این خواسته ی خود را به صورت آشکار در رسانه ها بیان نمی کنند ولی عده ای که دیگر جانشان به لبشان امده این خواسته خود از خداوند را از خلوت خود و خدای خود خارج کرده و به صورت آشکار در رسانه ها ذکر می کنند.یکی از همین افراد قدرت الله علیخانی است.
آقای علیخانی که نماینده مردم قزوین و بوئین زهرا بوده و از گروه اصلاح طلبان می باشد،پیش ازاین و در بهبوهه ی انتخابات دوره ی دوم ریاست جمهوری سوگند یاد کرده بود که اگر هاشمی رئیس جمهور نشود از سمت نمایندگی مجلس استعفا خواهد داد.اما پس از رو شدن نتایج انتخابات،علیخانی سوگند خود را فراموش کرد و همچنان در سمت نمایندگی مجلس باقی ماند.
کارهای تخریبی علیخانی در هنگام ریاست جمهوری احمدی نژاد ادامه یافت.وی در مجلس گرامیداشتی که برای مدیران کارآمد؟ برکنارشده در دولت احمدی نژاد برگزار شده بود با بیان این سخن که((با این مدیریتی که من می بینم شما باز هم برمی گردید)) سعی در ناکارآمد نشان دادن دولت احمدی نژاد داشت.
اظهار نظرهای آقای علیخانی درباره عدم کارآمدی دولت را هر از چند گاهی در رسانه ها می بینیم.در یکی از این اظهار نظرها وی مدعی شد که شعار این دولت آوردن نفت بر سر سفره ی مردم بود ولی پس از انتخاب این دولت سفره بسیاری از مردم خالی تر هم شده است!!صرف نظر ازنسبت دادن سخن دروغ به دولت- که از انسانی که سوگند خود را پایمال می کند انتظار بیشتری هم نمی رود -،انگار آقای علیخانی در خانه ی هر ایرانی دوربینی کار گذاشته اند که به وسیله ی آن خالی شدن سفره های مردم را متوجه شده اند.!
این بار علیخانی پا را از تهمت زدن و تخریب فراترگذاشته و به مردمی که از وی خواستار رسیدگی به مشکلات خود بودند گفته است که:((دعا کنید احمدی نژاد بمیرد تا همه مشکلاتتان حل شود!!)).آقای علیخانی که یک روحانی هستند آیا این واقعیت را نمی دانند که اجل انسان ها با دعا کردن زودتر و دیرتر نمی شود؟و یا این که آقای علیخانی از روحانیت فقط عبا و عمامه را دریافته است؟
فرافکنی افرادی مانند علیخانی در پاسخ گویی به نیازهای اساسی زندگی مردم برای اولین بار نیست که روی می دهد.این گونه افراد به انداختن تقصیر ناتوانی های خویش بر گردن دیگران،نمایی خوب و موجه از خود نشان می دهند.مشکلاتی که پیش از امدن احمدی نژاد گریبان کشور را فراگرفته بود نتیجه کارآمدی همین افراد بود.
خواسته علیخانی و بسیاری دیگر مانند وی از مردم برای دعا کردن برای مرگ احمدی نژاد در حالی صورت می گیرد که این گروه با به راه اندختن جنجال در رسانه ها و در مجلس،دولت احمدی نژاد را متهم به بی ادبی و نادیده گرفتن دستاوردهای گذشته؟! می کنند ولی تا کنون دولت احمدی نژاد از مردم نخواسته است که برای مردن برخی دعا کنند.آقای علیخانی بهتر است به قرآن مراجعه کرده و پاداش سوگند خوردن و عمل نکردن را مطالعه کنند.
چندی است که در رسانه ها شاهد خبر استعفا یا بهتر بگوییم برکناری دو وزیر در دولت آقای احمدی نژاد هستیم.این تغییر در کابینه بیانگر بهره وری هر چه بیشتر در دولت است زیرا که با جایگزینی مدیرانی که از کارایی بهتری برخوردار هستند با افرادی که توانایی کمتری برای تصدی برخی سمت ها دارند می توان هر چه بهتر و بیشتر در جهت خدمت به مردم حرکت کرد.
دولت احمدی نژاد ار آغاز تشکیل تا کنون در بحث انتخاب و گماردن وزرا دارای برخی مشکلات بوده است.از همان آغاز و در هنگام رای اعتماد گرفتن وزرا از مجلس،کارشکنی های برخی موجب شد تا احمدی نژاد نتواند افرادی را که مدنظرش هستند را به برخی از وزارت خانه ها بفرستد.یکی از این وزارت خانه های که نقش کلیدی در اقتصاد ایران ایفا می کند وزارت نفت بود.کارشکنی های لابی های موجود در مجلس سبب شد تا احمدی نژاد سه نفر را برای دریافت این سمت پیشنهاد کند که آخرین آنان وزیری هامانه بود که توانست رای اعتماد مجلس را کسب کند.
شاید برخی فکر کنند که مجلس در یک تنگنا قرار گرفته بود.زیرا این برای اولین بار در تاریخ پس از انقلاب بود که یک دولت (که هم فکر با مجلس بود)نتوانسته بود از مجلس برای چند تن از وزرای پیشنهادی رای اعتماد بگیرد و مجلس هم نمی خواست بیش از این داستان رای اعتماد گرفتن به درازا بینجامد ولی این گونه نبود.لابی های مجلسی به وزیرانی که مطابق میلشان نباشد رای اعتماد نمی دهند،حال اگر چند سال به درازا بینامد.
برکناری وزیر نفت شاید به قول جام جم برای کوتاه کردن دست برخی از این وزارت خانه صورت گرفته باشد ولی هر چه که هست آقای احمدی نژاد تشخیص داده است که وزیری هامانه توانایی انجام این سمت را ندارد.پیش از این و در نوشته های گذشته درباره سخنرانی آقای وزیری هامانه در مجلس درباره لایحه مدیریت خدمات کشوری یا همان نظام هماهنگ پرداخت حقوق صحبت کردیم.در آن سخنرانی وزیری هامانه با همان طرح مساله هایی مانند کارکردن کارگران و کارمندان شرکت نفت بر سر لوله ها و... خواستار تصویب نشدن این لایحه شده بود.
نفر دومی که استعفای خود را تقدیم کرد،طهماسبی وزیر صنایع بود.دلایل گوناگونی برای برکناری آقای طهماسبی ارائه می شود که بهرحال بازهم تشخیص داده شده است تا ایشان به کار دیگری مشغول باشند.البته نباید ازکارهای مهمی که در دوره وی انجام گرفته است غافل شد ولی بهتر است تا شخص لایق تری به مسند وزارت بنشیند.گفته می شود که طهماسبی پارسال در مراسم معنوی حج شرکت کرده و از برکات این سفر بهره مند شده بودند که این کار پایمال کردن میثاق نامه ای بود که احمدی نژاد در آغاز به کار دولت با آنان بسته بود.
برکناری این دو وزیر در سطح سیاسی ایران واکنش های متفاوتی به همراه داشت.صرف نظر از همه این واکنش ها - که بیشتر از سوی مجلس دلسوز مبطرح می شود -،سخنان آقای هاشمی شاهرودی در این میان جالب توجه است.آقای شاهرودی با بیان برخی مطالب تلویحا این کار دولت را مورد نقد قرار داده بودند.وی با بیان این سخنان که(( نباید طوری برخورد کنیم که بی انگیزگی در مدیران ایجاد شود... و در مقابل آدم های بی عرضه ای را که هیچ ابتکار و خلاقیتی را برای نظام ندارند و به مملکت ثروتی اضافه نکرده اند را جایگزین کنیم... اگر ما مکررا مدیر و وزیر عوض کنیم چیزی عوض نخواهد شد بلکه باید همت همین مدیر فعلی را زیاد کنیم))،جایگزینی وزرا را باعث بی انگیزگی مدیران دانسته بود!!.در این جا قصد نداریم این یادداشت را طولانی کنیم به همین دلیل باید به آقای شاهرودی بگوییم:((آقای شاهرودی!؛شهرام جزایری))
بر پهنه تاریک زمین تابید
و از پرتو آن نور خورشید گشت خجل
گلمیشمیم داد اویان ابالفضل ابالفضل گوز لریمه نور و ضیا ابالفضل ابالفضل
خجسته زاد روز یاران عاشورایی حضرت امام حسین(ع)،حضرت عباس(ع) و امام سجاد(ع) بر همگان مبارک باد.
چند سخن از امام حسین(ع):
كساني كه رضايت مخلوق را به بهاي غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
كسي كه بخواهد از راه گناه به مقصدي برسد ، ديرتر به آروزيش مي رسد و زودتر به آنچه مي ترسد گرف تار مي شود .
به درستي كه من مرگ را جز سعادت نمي بينم و زندگي با ستمكاران را جز محنت نمي دانم
عده اي از روي طمع عبادت خدا مي كنند، اين عبادت سوداگران است ، و جمعي از ترس بندگي خدا مي كنند، اين عبادت بردگان است ، و برخي به انگيزه شكر خدا را عبادت مي كنند، اين عبادت آزادمردان و بهترين عبادتهاست .
چند سخن از امام سجاد(ع):
عباس را نزد خدا منزلتي است كه روز قيامت همه شهيدان بر آن رشك مي برند.
از قدرت خداي بزرگ بر خود، انديشه كن و از نزديكي اش به تو، شرمگين باش.
تو را ياري خدا همين بس كه مي بيني دشمنت به قصد تو خدا را نافرماني مي كند.
هشدار كه منفورترين مردم نزد خداوندكسي است كه سيره امامي را برگزيند، ولي از كارهاي او پيروي نكند.
ایرج میرزا شاعر پرآوازه اواخر دوره ی قاجار و اوایل دوره پهلوی است.او که دستی در سیاست نیز داشت،در زمینه ادبیات نیز دارای تبحر خاصی بود.قصیده های زیبایی از او به جای مانده که یکی از آن ها قصیده مادر - که ترجمه یک شعر آلمانی است - در کتاب ادبیات دوره پیش دانشگاهی موجود می باشد.ولی در کنار این تبحر،برخی از اشعار وی دارای مضامین غیر اخلاقی و دور از ادب است.اما چرا در اول ماجرا به ایرج میرزا پرداخته ایم خود داستان دیگری دارد.
روزنامه شرق در یکی از شماره های خود با چاپ گفتگویش با یک ضد انقلاب همجنس باز به تطهیر این عمل پاک،مستحب و مباح!! پرداخته بود.در این گفتگو این ضد انقلاب با بازگویی خاطرات خویش از دوران طلایی؟! خود،به بررسی جنبه های دیگر زندگی خویش پرداخت.
پس از درج این گفتگو،مسئولان این روزنامه که به بازخورد بد این گفتگوی خود پی برده بودند با چاپ یک عذرخواهی کوچک سعی در پاک نمودن افکار از این کار خود کردند.در این جا به این مثل معروف می رسیم که می گوید((چرا آدم کند کاری که باز آرد پشیمانی؟)).اما دیگر کار از کار گذشته بود و شورای نظارت بر مطبوعات حکم توقیف این روزنامه را صادر کرد.از آنجایی که این گونه حکم ها پس از گذشت زمان به زباله دان تاریخ می روند،بعید نیست در آینده ای نزدیک شاهد منتشر شدن این روزنامه باشیم.
توقیف این روزنامه واکنش های گوناگونی را برانگیخت.این واکنش ها که ازهمان دار و دسته شرقی ها نشان داده می شد به همان بحث کهنه و خنده دار((نبود آزادی مطبوعات و تحدید آن ها به وسیله دولت احمدی نژاد)) اشاره می کرد.برخی درج مقاله ای با نام((این بار به احمدی نژاد رای می دهم)) را باعث بسته شدن این روزنامه معرفی کردند.اما پیش از این نیز این روزنامه و روزنامه های مشابه به آن از این گونه هجویات چاپ کرده بودند پس چرا در آن هنگام روزنامه آنان توقیف نشده بود؟
فرافکنی روزنامه هایی مانند شرق(که علاقه خاصی به برخی مسئولان نظام دارند) هنگام توقیف خود و انداختن تقصیر به گردن احمدی نژاد،نشان دهنده ی نداشتن جواب برای کارهای نادرست خویش است.آیا ضرورت داشت تا این روزنامه با یک همجنس باز مصاحبه کند؟و چرا این روزنامه به جای پوزش خواستن از مردم ایران بابت این کار خود همه مشکلات خود را به گردن دولت احمدی نژاد می اندازد؟و شاید این روزنامه قصد تقلید از ایرج میرزا را در عرصه مطبوعات امروزی ایران داشته است؟
و زمین و زمان و همه جا غرق سکوت
بی تو در پهنه طوفانی گیتی چه کنیم؟
شهادت جانگداز هفتمین پیشوای شیعیان جهان حضرت امام موسی کاظم(ع) بر همگان تسلیت باد.
چند سخن از امام(ع):
كم گويي ، حكمت بزرگي است ، بر شما باد به خموشي كه آسايش نيكو و سبكباري و سبب تخفيف گناه است .
از شوخي خودداري كن زيرا شوخي جلوه معنوي ترا مي زدايد .
به راستي كه با ارزش ترين مردم كسي است كه دنيا را براي خود مقامي نداند ، بدانيد بهاي تن شما مردم ، جز بهشت نيست ، آن را جز بدان مفروشيد .
مؤمن همانند دو كفه ترازوست ، هرگاه به ايمانش افزوده گردد ، به بلايش افزوده گردد .
سوژه شدن آقای هاشمی رفسنجانی در این وبلاگ به اظهارات و سخنان ایشان بستگی دارد.یعنی هرگاه ایشان سخنی مبنی بر ناکارآمدی دولت و سخنانی مانند این به زبان آورند،اینجانب مجبور می شوم تا با درج یادداشتی در این وبلاگ پاسخ خود را هر چند که کوتاه باشد به ایشان بدهم.
حرف های آقای رفسنجانی در میان دانشجویان دانشگاه آزاد (که همه از آن راضی هستند) و به هنگام گشایش دانشگاه آزاد واحد دماوند مبنی بر ویژه بودن شرایط کشورچندان هم تازه نیست.ایشان پیش از این نیز و در فرصت های گوناگون فوق العاده بودن،غیر عادی بودن و نامطلوب بودن شرایط کشور را گوشزد کرده بودند.
براستی نمی توان فهمید که مبنای آقای هاشمی برای ویژه بودن شرایط کشور چیست.آیا سفر دو وزیر آمریکایی به خاور میانه شرایط را ویژه نموده است؟آیا تهدیدات همه روزه آمریکایی ها مبنی بر حمله به ایران! اوضاع را پیچیده کرده و یا این که شرایط به دلایل دیگری ویژه می باشد؟
آقای هاشمی هر از چند گاهی کنارگذاشتن مهره های کارآمد و انقلابی؟! کشور را متذکر شده و خواستار بازگشت این مهره های کارآمد به سطح مدیریتی کشور می شود.حتی تصویب قانونمند شدن عزل و نصب مدیران در مجمع تشخیص را می توان گوشه ای از اقدامات ایشان برای جلوگیری از کنارگذاشتن برخی افراد دانست.از آنجایی که این قانون فقط برای دولت احمدی نژاد اعتبار دارد،گمان آن نمی رود تا دولت های بعدی به این قانون عمل کرده و مهره های کنونی که بیشتر آنان از کارآمد ترین مدیران کشور هستند را سر جای خود نگه دارند.
شاید یکی از اهداف آقای هاشمی برای ویژه نشان دادن شرایط کشور همین موارد بالا باشد زیرا که هر وقت آقای هاشمی سخن از غیرعادی بودن می زنند پس از آن حرف مدیران کارآمد و انقلابی را پیش می کشند.اگر این طور است آری شرایط کشور ویژه است.کنارگذاشتن افرادی که متعهد و انقلابی نامیده می شوند شرایط ویژه و استثنایی را برای خدمت به مردم فراهم نموده است.اگر این افراد متعهد و انقلابی آقای هاشمی واقعا کارآمد بودند،اکنون این همه مشکلات گریبان کشور را فرا نمی گرفت.مشکلاتی که با افراد کارآمد احمدی نژاد - در صورت عدم دخالت برخی - در حال حل شدن است.
اما سخنان رهبر انقلاب در زمان های گوناگون- که برخی از آنان چند روز پس از سخنان آقای رفسنجانی ایراد می شوند - خط بطلان بر همه خواب و خیال های آقای هاشمی می کشد.رهبر انقلاب در این سخنرانی ها - که بعضی از آن ها در حضور آقای هاشمی انجام می شد - با رد کردن هرگونه وضعیت فوق العاده در کشور،اوضاع کشور را خوب و رو به رشد ارزیابی کردند.
از آنجایی که برخی رهبر را فقط به عنوان رهبر می پذیرند و در هنگام سخنرانی ایشان به سرعت یادداشت برداری می کنند،نمی توان از انان انتظار داشت که سخنان ایشان را قبول کنند.ویژه بودن شرایط کشور در حالی عنوان می شود که رهبر انقلاب بارها این سخن را رد کرده بود.
آقای هاشمی که خود و دولت خود را به عنوان کارآمد ترین دولت می شناسند و هیچ گونه نقصی بر دولت خود نمی بینند باید توجه داشته باشند که ویژه ترین شرایط کشور در دوران سردمداری ایشان به وجود آمده بود.این شرایط ویژه منجر به ان شد که یک شهردار ناشناخته در ایران،یکی از شناخته شده ترین سیاسیون ایران را(با رای مردم) کنار زده و رئیس جمهور شود.
اظهارات جنجال برانگیز فرزاد حسنی در برنامه کوله پشتی بازتاب گسترده ای در جامعه داشته است.در این برنامه به بررسی طرح امنیت اجتماعی پرداخته شد،حسنی با انتقاد به برخی برخوردهای نیروی انتظامی،بعضا کلمات نادرست و تندی را هم به سردار رادان - فرمانده نیروی انتظامی تهران - بیان کرد.اظهارات حسنی باردیگر بر وجود دمکراسی و آزادی در بالاترین سطح نظام جمهوری اسلامی تاکید کرد اما برخی از کلمات آقای حسنی نادرست و نابجا ایراد شد.اما با توجه به جنجال گسترده و انتقاد آمیزی که نسبت به این برنامه شد،برآن شدم تا گزارشی تحلیلی - اگر بتوان نام آن را تحلیلی گذاشت - از صدا و سیما بنویسم.
حدودا ۶۰ سال پیش اولین شبکه رادیویی ایران تاسیس شد.پس از آن یعنی حدود ۲۰ سال بعد،اولین شبکه تلویزیونی ایران با سرمایه گذاری یک سرمایه گذار خصوصی آغاز به کار کرد.۱ پیش از انقلاب اسلامی رادیو و تلویزیون عرصه تاخت و تاز فساد و تباهی گشته بود.حتی مستهجن ترین و زشت ترین فیلم ها و سریال ها در آن پخش می شد تا این که پس از انقلاب شاهد تحولی گسترده در زمینه صدا و سیما بودیم.هنگامه جنگ تحمیلی این رسانه با تمام تلاش خود،سهم گسترده ای در اطلاع رسانی در زمینه جنگ داشت اما پس از دفاع مقدس عرصه مهم تری پیش روی این رسانه ی بزرگ گشوده شد.
در این جا کاری به چگونگی فعالیت های صدا و سیما در دوران پس از جنگ نداریم،بلکه می خواهیم با بررسی نقطه ضعف های صداوسیما،ناتوانی این رسانه را در جذب مخاطب در بسیاری از موارد گوشزد کنیم.البته امیدواریم مسئولان این سازمان با بررسی این کاستی ها - که بخش کوچکی از آن هاست - به برطرف کردن آن ها همت گمارند.
اولین نقطه ضعف سازمان صدوسیما عدم بهره گیری از فناوری های روز دنیاست.در حالی که جهان رو به دیجیتالی کردن رسانه ها قدم بر می دارد،هنوز این رسانه به آنالوگ بودن آن پا می فشرد.پایین بودن کیفیت صدا و تصویر از مهم ترین کاستی های آنالوگ بودن صدا وسیماست.شاید یکی از بارزترین نمودهای این عدم بهره گیری از فناوری در زمینه پخش زنده مسابقات ورزشی است.هنوز یکی از آرزوهای مردمی که پای گیرنده های خود برای تماشای یک مسابقه ی فوتبال می نشینند،نا معلوم بودن تصاویر آهسته است که با دیجیتال سازی رسانه این مشکل بر طرف می شود.به کارنبردن گرافیک های تصویری مناسب در صدا وسیما یکی دیگر از کاستی های این سازمان در عرصه فناوری است.در حالی که رسانه های معتبر جهان از بهترین گرافیک ممکن برای جذب مخاطب استفاده می کنند،در صدا و سیمای ما عکس این مطلب اقدام می شود.نکته های دیگری هم در زمینه فناوری هست که در این جا مجال بررسی آن را نداریم.
دومین عرصه برای موفق بودن یک رسانه،بهره گیری از بهترین کارشناسان رسانه ای است که متاسفانه تا امروز سازمان صدا و سیما از آن بی بهره بوده است.حمله آمریکا به عراق یکی از روشن ترین مثال های این بهره گیری است.آمریکا و همدستانش با بهره گیری از بهترین و تاثیرگذارترین شیوه های رسانه ای توانستند تا حد زیادی مخاطبان سراسر جهان را از این جنگ به دروغ های خود سرگرم کنند.اما متاسفانه نه تنها در صدا وسیما در این مسیرحرکت نمی شود،بلکه حتی مهم ترین بحث امروز ایران یعنی انرژی هسته ای به کناره گذاشته شده است.
متاسفانه امروزه ریاکاری در سازمان صدا و سیما بیداد میکند.کارهایی از قبیل صلوات فرستادن بر پیامبر گرامی اسلام(ص) و پخش نماز جماعت از همه شبکه های سیما تنها مواردی از این ریاکاری هاست تا جایی که یکی از مسئولان سازمان صداوسیما در زمان آقای لاریجانی - که اکنون در شورای امنیت ملی کار می کنند - با بیان این گفته که:((صلوات فرستادن یکی از کارهای خوبی بود که در دوره ما انجام شد بهرحال این کار یک باقیات صالحاتی هم برای ما محسوب می شود)) ۲از این کار خود دفاع کرد.آری صداوسیما دیگر به مرکز جمع آوری باقیات صالحات تبدیل گشته و با راهیابی به ان می توان کلید بهشت را به دست آورد!!
یکی دیگر از وظایف سازمان صدا و سیما جذب مخاطب از همه اقشار جامعه است.صدا وسیما باید با پخش برنامه های مناسب،در جهت جذب مخاطب از متدین گرفته تا افرادی که کمتر به دین اهمیت می دهند،بکوشد.اما متاسفانه امروز بیشتر جامعه ما از برنامه های صدا وسیما خرسند نیست.(البته گزارش های صداسیما خلاف این امر را ثابت می کند!!)از جمله دلایلی که می توان برای این عدم موفقیت آورد،وجود دستگاه های دریافت امواج ماهواره بر سر پشت بام ها به خصوص شهر تهران است.
یکی دیگر از کاستی های سازمان صداوسیما،نبود اطلاع رسانی درست و روشن است.گاهی اوقات این اطلاع رسانی در خلاف جهت دولت حرکت می کند.نمونه این کار را می توان در گلایه ی رئیس جمهور از این سازمان به دلیل تحریف حقایق و ناتوان نشان دادن دولت بیان کرد.
بهرحال سازمان صدا و سیما به عنوان مهم ترین رسانه ی کشور تلقی می شود.رسانه ای که می تواند در جهت سلامت جامعه گام بردارد اما حرکت کنونی این سازمان خلاف این است.اگر مسئولین این سازمان توانایی انجام کارهای خود را ندارند می توانند انجام دادن کارهایشان را به عهده شبکه های خصوصی بگذارند.البته نباید این شبکه ها به دست افراد سودجو و فرصت طلب بیفتد زیرا اگر این اتفاق رخ دهد می توانند بدعت های خود را در جامعه نهادینه کنند.
این ها بخشی از تحلیل سازمان صدا وسیما بود.امیدوارم در آینده بتوانم گزارش های بیشتری از کاستی های این سازمان درزمینه خبر رسانی و رابطه ی آن با دولت تهیه کنم.
۱- روزنامه جام جم
۲-بخشی از گفتگو با برنامه نگاه یک(با کمی تصرف)
در مذهب ما کلام حق نادعلی است طاعت که قبول حق فتد یادعلی است
از جمله ی آفرینش کون و مکان مقصود خدا علی و اولاد علی است
((حافظ))
فرخنده زادروز پیشوای اول شیعیان جهان،امیر المومنین حضرت امام علی (ع) بر همگان مبارک باد.
چند سخن از امام(ع):
با مردم آنچنان معاشرت کنيد که اگر بميريد بر مرگ شما اشک ريزند و اگر زنده بمانيد به شما عشق ورزند.
علم ميراث گرانبهائی است و آداب لباس فاخر و زينتي است و فکر آئينه ای است صاف .
از جمله کفاره های گناهان بزرگ به فرياد مصيبت زدگان رسيدن و تسلي دادن به رنجديدگان است .
هنگامیکه تو عقب مي روی و مرگ به جلو مي آيد چه زود با يکديگر ملاقات خواهيد کرد .
گفتگوی ویژه خبری شبکه ۲ سیما، دیشب میهمان آقای احمدی نژاد بود.این بار این گفتگو به دلیل هم زمان بودن با فصل گرما در بیرون نهاد(کاخ سابق) ریاست جمهوری برگزار شد.همچنین زمان این گفتگو یک ساعت زودتر از گفتگوی پیشین درنظر گرفته شده بود.شاید دلیل این یک ساعت زودتر برگزار شدن این برنامه جلوگیری از خوابیدن آقای عنادی در هنگام پخش برنامه بوده است!
جدای از این حواشی،سخنانی که در این گفتگو رد بدل شد بسیار مهم و جالب توجه بود.این سخنان که درباره مسائل مختلف کشور و در زمینه های گوناگون بیان شد،از یک سو مواضع رسمی دولت و از سوی دیگر پاسخی به برخی شایعات بود که درباره دولت آقای احمدی نژاد در روزنامه ها و رسانه های گوناگون منتشر می شود.
بحث بنزین که یکی از جنجالی ترین موضوعات در چند هفته گذشته بوده است،بیشترین وقت این گفتگو را به خود اختصاص داد.آقای احمدی نژاد با بیان راهکارها و باید ها نباید ها در زمینه مصرف سوخت،سهمیه بندی بنزین را اقدامی مهم و تاثیرگذار در کشور دانست.وی همچنین با بیان چگونگی هزینه کردن پولی که از صرفه جویی در مصرف بنزین حاصل می شود،صرف این هزینه را در رشد و شکوفایی ایران اسلامی بسیار موثر دانست.
موضوع بعدی،مسکن بود.درباره گرانی های اخیر مسکن (به ویژه در تهران)و عوامل موثر در این گرانی اینجانب توضیحاتی را در وبلاگ پیشین خدمت خوانندگان عرض کردم ولی سخنان آقای احمدی نژاد درباره این گرانی ها روشنگرانه تر بود.این سخن آقای احمدی نژاد که گفت:((ما فکر نمی کردیم برخی،رقابت های سیاسی و جناحی خود را در بخش مسکن وارد کنند)) بسیار قابل تامل است.وی همچنین خاطر نشان کرد که قیمت مسکن سیر صعودی داشت،ولی جو روانی و جنجال آفرینی سهم بیشتری در این گرانی ها ایفا کرد.
پس از بخش مسکن،نوبت به بحث درباره سفرهای استانی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی رسید.مرتضی حیدری - یکی از مجریان این برنامه - که گویا دل خوش چندانی از احمدی نژاد ندارد و چند بار در طول مصاحبه این دل ناخوشی خود را نشان داد با طرح این سوال که چرا دولت به جای این که در تهران به حل سیستماتیک مشکلات کشور بپردازد به تک تک استان ها سفر می کند،خواست که احمدی نژاد را در موضع انفعالی قرار دهد.این پرسش آقای حیدری از همان جنجال سازی های اولیه رسانه های مخالف دولت ریشه می گیرد.این رسانه ها در آغاز سفرهای استانی با ناکارآمد نشان دادن آن ها تلاش داشتند تا مردم را از این اقدام دولت ناامید کنند ولی خوشبختانه به این هدف خود نرسیده و این پرونده رابستند.
در جواب این پرسش آقای حیدری،احمدی نژاد پاسخ کاملی داد.وی در جواب این سوال و همچنین درباره سازمان مدیریت گفت که اگر اقدامات پیشین و کارهای گذشته مشکلی را حل می کرد که دیگر ما در کشور با این که مشکلات رو به رو نبودیم.این پاسخ و این جمله به تنهایی جواب همه مخالفان خواهد بود.
بحث بعدی،انرژی هسته ای بود.آقای عنادی - یکی دیگر از مجریان - با طرح این مطلب که (( ما باید یکی از این سه گزینه را انتخاب کنیم،بحث تایم اوت،تحریم یا برخورد)) از احمدی نژاد خواستار پاسخ شد.این جمله آقای عنادی را در برخی از پایگاه خبری می توان یافت.این جمله یکی از اخبار پایگاه خبری بازتاب بود که نویسنده آن بزعم خود کارهای ایران را محصور در این سه گزینه می دید.اما چرا یک مجری سیما به این پایگاه استناد می کند خود پرسش دیگری است.
پس از پاسخ احمدی نژاد - که می توان آن را از پایگاه ها خبری پیدا کرد -،آقای حیدری که نمی توانست به احمدی نژاد کنایه نزند گفت((چرا شما سفری به اروپا ندارید؟))در واقع این سخن آقای حیدری این موضوع را می رساند که سیاست های احمدی نژاد باعث منزوی شدن ایران شده و روابط ایران با چند کشور است.بنده در اینجا ار آقای حیدری می پرسم که آیا کشورهایی که باعث تحریم ایران شده و هراز چند گاهی به تهدید ایران به حمله نظامی!! متوسل می شوند،لایق همکاری هستند؟آیا دست برداشتن از حق خود،برای جلوگیری از منزوی شدن کار درستی است؟آیا در زمانی که بیش از چند هزار کیلومتر از خاک کشورمان در دست متجاوزان عراقی بود،دست برداشتن از خاک وطن برای جلوگیری از منزوی شدن کار درستی بود؟درهمان زمان سازمان ملل،با بیانیه هایی خواستار پایان جنگ و دست برداشتن ایران از پایدرای بود.آیا باید به جامعه جهانی در آن زمان توجه می کردیم؟
در هنگام پایان یافتن این گفتگو،آقای عنادی درباره آن ۱۲۰ میلیارد دلاری که آقای ستاری فر دولت را متهم به حیف و میل آن نموده بودند،سوال کرد؟آقای احمدی نژاد با بیان این که مجموع درآمد نفتی ایران در دو سال گذشته زیر ۹۰ میلیارد دلار بود گفت:((همه این درآمد به دولت تعلق نمی گیرد و بخشی از آن عاید دولت می شود.باید این را هم گفت که ما چند میلیارد دلار از این درآمد را صرف هزینه های عمرانی کردیم )).این جملات پاسخی بود بر آمارهای نادرست که همه روزه از برخی رسانه ها و افراد شاهد آن هستیم.
در پایان آقای احمدی نژاد با خبردادن از پیشرفت های ایران در عرصه فناوری های فضایی،این مژده را می دهد که در آینده ای نه چندان دور این فناوری را هم در دست ایران ببینیم.شاید جنجالی دیگر(مانند پرونده هسته ای) در این زمینه در آینده انتظارمان را بکشد ولی با پافشاری در زمینه هسته ای دیگر بهانه ای برای برخی کشور ها باقی نمی ماند.
در انتهای این یادداشت،باید درباره به کار بردن برخی کلمات به آقای احمدی نژاد تذکر بدهم.بنده به عنوان بردار کوچکتر،از آقای احمدی نژاد تقاضا دارم از به کار بردن کلماتی مانند((بشکن گرفتن))،((مثل بچه آدم قبول می کنن)) و... خودداری نمایند زیرا رسانه های مخالف به علت نداشتن موضوع(جدا از گرانی و بیکاری و فقر و.... که همیشه سنگ مردم را به سینه زده و از توهم آنان ناشی می شود)،این سخنان را به عنوان تیتر نخست خود انتخاب کرده و با اضافه کردن چیزهای دیگر سعی در بی ادب نشان دادن دولت دارند!!
و به هنگام ورودت غنچه شکفت
و ز الطاف وجودت جهان خرم گشت
فرخنده زادروز نهمین پیشوای شیعیان جهان حضرت امام محمد تقی(ع) بر همگان مبارک باد.
چند سخن از امام(ع):
سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند ، پشميان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت كردن ، 3 -و توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري .
از همراهي و رفاقت با آدم شرور و بدجنس بپرهيز ، زيرا كه او مانند شمشير برهنه است كه ظاهرش نيكو و اثرش زشت است .
با دلها به سوي خداوند متعال آهنگ نمودن ، رساتر از به زحمت انداختن اعضا با اعمال است .
كسي كه فرمان هواي نفس خويش برد ، آرزوي دشمنش را برآورد .
در چند روز گذشته شاهد برنامه " به اسم دمکراسی " از صدا وسیما بودیم.این برنامه که به بررسی کارها و اهداف براندازانه ی آمریکا در ایران می پرداخت،از بسیاری جهات قابل توجه است.ما در اینجا قصد نداریم به چگونگی کارهای این افراد در ایران بپردازیم بلکه می خواهیم نشانه هایی از این گونه فعالیت ها را در دولت های پیشین و جامعه ی رسانه ای ایران بررسی کنیم.
همان گونه که متهمان دستگیر شده درباره پرونده براندازی نظام به ان اشاره کردند،موسسه سوروس که پشتیبان مالی همه این فعالیت ها بوده است با پیگیری و رد گیری برخی افراد در پی سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بوده است.این افراد که بیشتر از دانشگاهیان و افراد مربوط به رسانه انتخاب می شدند سهم بسیاری در ناآرامی های گذشته و جوسازی ها کنونی داشته و دارند.بیشتر ناآرامی ها در دولت اصلاحات اتفاق افتاد.دولتی که خود شاید یکی از برنامه های بنیاد سورس برای سرنگونی نظام بود.حتی برخی از اعضای این دولت رابطه ی بسیار نزدیکی با اعضای بنیاد سوروس - به ویژه هاله اسفندیاری - داشته اند.
اما جلوه ی دیگری از کارهای این موسسه در ایران،فعالیت رسانه ای برخی از روزنامه ها و پایگاه های اینترنتی است که امروزه نیز در ایران منتشر و به روز می شوند.نیازی به ذکر نام این گونه رسانه ها نیست،زیرا که دیگر مخاطبان با نام و فعالیت این دسته از رسانه ها به خوبی آگاهند.هدف این رسانه هادر مقطع کنونی، القای ناامنی در کشور،ایجاد جو روانی سنگین، ناکارآمد نشان دادن دولت و ... می باشد.بیشتر این روزنامه ها که ازدسته اصلاح طلب هستند تا کنون فعالیت های بسیاری بر ضد دولت انجام داده اند.
در واقع دو دولت های پیشین کارهای بنیاد سوروس و نهادهایی شبیه به آن کمی سبکتر از اکنون بود زیرا دولت های گذشته خود در جهت سرنگونی نظام قدم بر می داشتند. بخشی از ناخرسندی عمومی که از کارهای انان ایجاد شد،امروزه نیز در جامعه وجود دارد.نفوذ و رخنه کردن عناصر وابسته در دستگاه های بسیار مهم کشور یکی دیگر از ناکارآمدی دولت های پیشین بود.اما با سرکار آمدن احمدی نژاد همه چیز تغییر کرد.
پس از روی کارآمدن احمدی نژاد فعالیت های بنیاد سوروس و نهاد های مشابه به شدت افزایش یافت.این نهادها از احمدی نژاد هراس داشتند زیرا او تنها کسی بود که می توانست درخت انقلاب را به همان وضع پیشین برگرداند.تحلیل ها و نظرات گوناگونی که تا کنون برای سرنگونی احمدی نژاد به منظور تضعیف انقلاب از سوی مسئولان و رسانه های آمریکایی - صهیونیستی دلیلی بر این مدعاست.در دولت های گذشته کمتر شاهد آن بودیم که آن رسانه ها سرنگونی یک شخص را عاملی برای سرنگونی انقلاب معرفی کنند ولی اکنون قصه فرق می کند.
جو گسترده ی روانی که پیش و پس از انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری شاهد آن بوده و هستیم،نمونه های از فعالیت ها برخی گروه ها و افراد است که به ظاهر موافق انقلاب اسلامی هستند ولی در پس پرده کارمندان و حقوق بگیران بنیاد سورس و دولت آمریکا هستند.
اعترافات عناصر وابسته به بنیاد سورس در رسانه های داخلی با واکنش های متفاوتی روبرو شد.رسانه ها،روزنامه ها و شخصیت های اصولگرا با پوشش گسترده و تحلیل های گوناگون درباره این اعترافات،سهم بسیاری در گسترش این خبر داشتند.ولی در مقابل،رسانه ها و شخصیت های اصلاح طلب نه تنها کوچکترین اشاره ای به این واقعه نداشتند بلکه کوشیدند تا اعترافات این افراد را غیر حقوقی و بی پایه و اساس جلوه دهند.برخی از این رسانه ها(مانند پایگاه خبری بازتاب) حتی با انتقاد به پخش این گونه برنامه ها،پخش این گونه برنامه ها را در قالب سیاسی کاری دولت بیان کردند.!!
نکته اصلی این جاست که پخش اعترافات عناصر وابسته به سوروس ممکن با کمی تصرف و تلخیص! صورت گرفته باشد.سانسور کردن بخشی از مصاحبه ممکن است درباره مطالبی باشد که این افراد درباره رابطه ی خود با برخی عناصر داخلی(به ویژه اصلاح طلب) به زبان آورده باشند.هر چه باشد،با بررسی اظهارات رسانه ها،روزنامه ها و شخصیت های مخالف دولت به ارتباط آنان با این سخن می رسیم که:سرنگونی احمدی نژاد،تضعیف انقلاب را در پی دارد.
|
|