تبليغاتX
مصائب احمدی نژاد
 
مصائب احمدی نژاد
 
 
الیس الصبح بقریب
 
رفسنجانی خطاب به رهبر انقلاب(پیش از انتخابات):بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت                                                               همسر رفسنجانی:اگر تقلب نشود، موسوي رئيس‌جمهور مي‌شود، ولي خدا نکند تقلب کنند که اگر اينگونه شود، مردم به خيابان‌ها مي‌آيند و اعتراض مي‌کنند                                                                    آقای موسوی ساعت یازده 22 خرداد:مردم خود را در شامگاه میلاد بانوی دو عالم برای برگزاری جشن پیروزی آماده کنند.                                                                 خانم رهنورد همسر آقای موسوی:من خودم لرم و آقای موسوی داماد لرهاست.مگر می شود لرها داماد خود را بگذارند به کس دیگری رای دهند.

بیانیه شماره ۱۶ام آقای موسوی در حالی منتشر می شود که تحلیلگران داخلی و خارجی معتقدند دیگر جنبش سبز تمام شده است و این گونه حرکات مانند تقلاهای انسانی است که در حال غرق شدن می باشد.آقای موسوی تلاش می کند با انتشار بیانیه هر از چند گاه یکبار خودش و موج سهمگینی!که راه انداخته بود را زنده نشان دهد ولی حقیقت چیز دیگری است.

آخرین بیانیه آقای موسوی در آستانه ۱۶ آذر روز دانشجو منتشر شد تا با کمک این بیانیه دارودسته سبزها به نحوی نیروی دوباره بگیرد و در مراسم ۱۶ آذر شورآفرینی کند.پس از استقبال سرد از دعوت رسانه های داخلی وابسته و رسانه های خارجی مبنی بر حضور گسترده مردم در راهپیمایی های روز قدس و ۱۳ آبان این بار نیز این رسانه ها با بهره گیری تبلیغاتی و جوسازی از بیانات گهربار و تفرقه انگیز وکاملا راست آقای موسوی تلاش کردند تا دانشجویان را برای تشنج در دانشگاه ها تهییج کنند.

دوران آقای موسوی و رئیس آقای رفسنجانی و دوست همیشگی اش آقای خاتمی همواره برای دانشجویان دورانی  سخت و عذاب اور بوده است.از برخورد های رادیکالی و تند دولت های موسوی و رفسنجانی تا سرکوب هرگونه صدای مخالف علیه دولت خاتمی در دانشگاه ها،نمونه هایی از این دوران سخت و عذاب آور است.کسانی که اجازه ندادند حتی کوچکترین صدایی در مخالفت با آنان بلند شود امروزه به احمدی نژاد لقب دیکتاتور می دهند.احمدی نژادی که در دانشگاه امیرکبیر در برابر عده ای دانشجو نما که عکسش را آتش زدند فقط به لبخندی بسنده کرد.

اما جوسازی های تبلیغاتی رسانه های خارجی فارسی زبان و دروغ پردازی های آنان در کنار سکوت خبری صدواسیما قابل تامل است.به عنوان مثال شبکه های خارجی فارسی زبان با القای این مطلب که سرعت اینترنت در ایران در شب ۱۶ آذر کاهش یافته و یا قرار است پیامک ها در این روز قطع شوند تنها یک مورد از این دروغ پردازی ها بوده است.این در حالی است که صداوسیما به همان پخش آهنگ یاردبستانی بسنده کرد و از روشنگری در مورد این قضیه خودداری نمود.اصولا صداوسیما پس از آنکه چندین سطل آشغال به آتش کشیده شود و چند جای شهر صحنه آشوب شود وارد ماجرا می شود و به تهیه گزارش می پردازد.همان گونه که پیشتر گفتیم از صداوسیمایی که ازصندوق ۸۰۰ تایی آن ۷۵۰ رای موسوی خارج می شود بیش از این نمی توان انتظار داشت.

متاسفانه یا خوشبختانه بیشتر دانشجوهای دانشگاه های ایران اعم از دولتی و آزاد را بخش مرفه و یا متوسط رو به بالای جامعه تشکیل می دهند و این امر بر مواضع سیاسی دانشگاه ها و دانشجویان تاثیر می گذارد.حتی در زمان انقلاب نیز بیشتر دانشجویان را قشر مرفه تشکیل می دادند که همین امر سبب شد تا دانشگاه ها با جریان انقلاب همسویی کمتری داشته باشد.بهرحال این درست نیست که صدای مخالف خفه شود و هر کس فقط به بهانه اختلاف عقیده با کس دیگری مورد توهین و افترا قرار گیرد.فضای اکنون دانشگاه به طور کلی به نفع حکومت ارزیابی می شود و این شور و هیجان چه در جناح مخالف و چه در جناح موافق باید همچنان حفظ شود زیرا کرختی و سکون در فضای سیاسی ایران بدترین حالت ممکن است.

اما باز مانند گذشته دارودسته سبز تصورمی کند از جایگاه مناسبی در میان اکثریت برخوردار است و با استفاده از رسانه های داخلی وابسته به غرب و رسانه های خارجی جمعیت خود را چندبرابر نشان می دهند.ولی آنچه در واقعیت اتفاق می افتد این است که تقریبا همه چیز بر خلاف دارودسته سبز حرکت می کند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 21:15  توسط هادی سلطانیه  | 

احمدی نژاد و اظهارت و مواضعش همیشه سوژه بیشتر رسانه های داخلی و خارجی بوده  است.از این رو بیشتر این رسانه ها خواستار مصاحبه های فردی با وی بوده اند.در مقایسه با روسای جمهور گذشته که در بیشتر مواقع در موضع انفعال قرار داشتند و سخنان اطرافیانشان را گوش می دادند،احمدی نژاد نمونه ای استثنایی است.گفتگوی مطرح ترین مجریان شبکه های آمریکایی مانند داگلاس و لری کینگ نشان می دهد که احمدی نژاد همواره یکی از جذاب ترین موارد برای این شبکه ها بوده است.آنان با این طرز تفکر که می توانند با به چالش کشیدن احمدی نژاد باعث تحقیر او شوند به میدان آمدند اما سخنان قاطع و مستدل وی آنان را آشفته کرد و همواره مصاحبه های احمدی نژاد را با سانسور پخش می کردند.

اما این مرد که خوراک رسانه های گوناگون بوده است در داخل از یک رسانه قوی که اقداماتش را معرفی کند بی بهره بوده است.صداوسیما به عنوان تنها رسانه دیداری کشور که همه ی شبکه های تلویزیونی را در اختیار دارد،آنچنان در جهت منافع ملی و معرفی اقدامات احمدی نژاد حرکت نکرده است.در بسیاری موارد نیز این رسانه خط تخریب احمدی نژاد را پیش گرفت که البته با واکنش احمدی نژاد این خط را تا حدودی ادامه نداد.

صداوسیمایی که این روز ها در زمینه دوخت و دوز لباس برای بازیگران لخت و عور خارجی نیز متبحر شده است با پخش برنامه های بی معنی سبب شده است تا روز به روز به تعداد بشقاب های ماهواره در پشت بام خانه ها افزوده شود.اخبار روزانه سیما نوعی اخبار آشفته و بدون یک راهبرد خبری است.عدم پوشش سفرهای داخلی و خارجی احمدی نژاد،نمونه ای از این آشفتگی خبری است که در سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین دیدیم.این در حالی است که این رسانه سفر آقای ضرغامی به الجزایر را با آب وتاب فراوان پوشش می دهد.بهرحال از صدواسیمایی که از صندوق ۸۰۰ تایی آن ۷۵۰ رای موسوی خارج می شود نمی توان بیش از این انتظار داشت.

نمی توان همه تقصیرها را گردن صداوسیما انداخت.تیم رسانه ای آقای احمدی نژاد چه در دور اول ریاست جمهوری اش و چه در روزهای انتخابات بسیار ضعیف عمل کرد. درچینش مشاوران رسانه ای آقای احمدی نژاد صرفا به همسو بودن اعتقادات و عقیده شان با شخص رئیس جمهور توجه شده و توانمندی آنان در زمینه رسانه نادیده گرفته شده است.به نظر بنده دیگر این روش که داشتن ریش و بستن یقه توانمندی اشخاص را اثبات می کند باید به فراموشی سپرده شود و اشخاص بر اساس توانمندی شان به پست ها گمارده شوند.

از سویی دیگر ما شاهد یک حرکت رسانه ای سازماندهی شده علیه دولت احمدی نژاد چه در دور نهم،چه در طول انتخابات ریاست جمهوری و چه در حوادث پس از انتخابات بودیم.راه اندازی چندین روزنامه و پایگاه اینترنتی جهت تخریب دولت،فرستادن پیامک های تمسخرآمیز علیه رئیس جمهور و حتی برنامه های تخریبی صدواسیما که در دولت های گذشته بی سابقه بوده است نمونه ای از اقدامات این جریان سازمان دهی شده بود.ستاد دختران فیرزوه ای،به کار گیری چندین هزار نفر در مشاغلی که مردم بیشتر با آن سروکار دارند مانند راننده تاکسی برای تخریب احمدی نژاد،تهیه فهرست های بعضا قلابی مبنی بر حمایت فرهیختگان،ورزشکاران و هنرمندان از موسوی،تهیه سی دی نود سیاسی که حتی در در دیوار های گرمسار هم تبلیغ آن را می کردند گوشه دیگری از فعالیت های رسانه ای بود.پس از انتخابات نیز با کمک رسانه های خارجی و برخی رسانه های داخلی و در انفعال خبری صداسیما و تهیه فیلم های بریده شده از حوادث انتخابات و بهره بردای از قتل ندا آقا سلطان متاسفانه توانستند جو را علیه احمدی نژاد ترتیب دهند.

در برابر این هجمه گسترده،دولت احمدی نژاد فقط دلخوش به صداوسیمای توانمند! بود.حتی در مبارزات انتخاباتی در حالی که رقیب به طور ناجوانمردانه ای وارد صحنه شده بود و از هزینه های بسیار بالا و جو رسانه ای سازماندهی شده ای استفاده می کرد،ستاد احمدی نژاد به جز چند سخنرانی احمدی نژاد در برخی شهرهای ایران کار دیگری نکرد.حمایت های گسترده ی برخی هنرمندان،فرهیختگان و به ویژه ورزشکاران -البته نه مورد دار - از احمدی نژاد به دلیل ضعف رسانه ای بروز پیدا نکرد و این در حالی بود که رقیب از کوچکترین حمایت ها حتی لفظی برای خود بهره می برد.در واقع چیزی که باعث شد جو به نفع احمدی نژاد برگردد،مناظره های احمدی نژاد با دیگر نامزد ها بود که بدون هیچ گونه تشریفات و تبلیغاتی برگزار می شد.این مناظره ها که با چیز چیز کردن آقای موسوی،ننه جون کروبی و شاخص فلاکت رضایی همراه بود سبب شد نظر بیشتر مردم به سوی احمدی نژاد جلب شود.

احمدی نژاد سخنوری توانمند است که از سویی مخالفانش نیز تحسین می شود.از توانمندی او از توکلش بر خدا و پشتوانه ی قوی استدلال ومنطق وی ناشی می شود.همین امر سبب می شود که مخالفانش برای انتقاد از وی دست به دروغ پردازی و تمسخر کردن بزنند.اما آنچه سبب می شود وی نتواند دل های برخی مردم را جذب کند،نداشتن رسانه ای قوی است که تصور نمی کنم وی هیچ گاه صاحب آن شود.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 16:15  توسط هادی سلطانیه  | 

- می رسیم به بحث تجاوز

-کروبی:از اول باید می رفتیم سر این بحث

-بازجو:چیه مثل این که خوشتون اومده؟

-کروبی:مگه شما بدتون اومده؟

-بازجو:بله بدمون میاد.بیشتر بدمون میاد وقتی می بینیم بحثی که شما مطرح کردین ضربه بزرگی به وجهه نظام زد.چرا این بحث رو مطرح کردین وقتی سندی براش نداشتین؟

-کروبی:اول این که سند داشتم.وقتی بهشون گفتم بیاید شهادت بدین یهو ناپدید شدن.

-بازجو:این که نمی شه مگه سند ناپدید می شه؟

کروبی:حالا می بینید که شده.این سندش فرق می کنه.

-بازجو:چرا وقتی با نماینده های قوه قضاییه جلسه داشتین قبول کردین که حرف هاتون نادرست بوده ولی بعد زدین زیرش؟

کروبی در حالی که به چپ وراست نگاه می کند به طرف بازجو خم می شود و در گوش او چیزی می گوید.

بازجو با لیخند:این حرف ها چیه آقای کروبی!با همه بله با شما هم بله؟!

کروبی:یه دفعه دیدی بله دیگه!

-بازجو: حالا بی شوخی چرا زدین زیرش؟

ـکر.بی:اخلاقم این طوریه.هی می گیره ول می کنه.

-بازجو:چرا اعلام نکردین حرف هام نادرست بوده؟

-کروبی:گفتم که اخلاقم اینه.این دفعه گرفت ولی ول نکرد.

-بازجو:شما در زمان ریاستتون دربنیاد شهید سابقه خوبی ندارین.گزارش های رسیده می گه شما زندان مخفی درست کرده بودین و به خانواده های شهدا توهین می کردین

کروبی در حالیکه این سخنان را زیر لب زمزمه می کند:باز این مردک احمدی نژاد(سخنانش نامفهوم می شود)ادامه می دهد:اون زمان ایجاب می کرد.

بازجو:ایجاب می کرد که خانواده های شهدا رو کتک بزنین؟

کروبی:خانواده هاشون که سهله اگه بیشتر ایجاب می کرد خود شهدا رو هم کتک می زدیم!

دوربین به پشت شیشه رفلکس می رود و کسانی که در حال خندیدن به سخنان کروبی هستند را نشان می دهد.

-بازجو:خانم رهنورد همسر آقای موسوی گفته آقای موسوی داماد لرهاست.اینو قبول دارین؟

-کروبی:از قدیم گفتن ژیان ماشین نمی شه،داماد هم فامیل

-بازجو با لبخند:ولی اون باجناقه که فامیل نمی شه

کروبی:تو لرستان داماد فامیل نمی شه.باجناق که اصلا ولش کن.

بازجو:از طرف دیگه ای خانم رهنورد گفتن لرها دامادشون رو ول نمی کنن به کس دیگه ای رای بدن.

-کروبی:من پسرلرها هستم.لرها تا پسرشون هست به دامادشون رای نمی دن.

-بازجو:شما توی هر تجمعی که این اواخر برگزار شده شرکت کردین با واکنش منفی مردم مواجه شدین.چه توضیحی براش دارین؟

-کروبی:اینا همه مزدور احمدی نژادن.مثلا اون کسی که به کفششو پرت کرد توی نمایشگاه مطبوعات من بوی احمدی نژاد رو از اون کفش احساس کردم.یا مثلا اون کسانی با مشت می زدن به ماشین من توی روز قدس روی مشت هاشون آرم سپاه پاسداران بود.!

-بازجو:این حرف ها رو خودتون قبول می کنین؟

-کروبی:من مهم نیستم.بی بی سی و رسانه های دیگه جوری قالب می کنن بعضی ها قبول کنن.

بازجو در حالی که برگه های کاغذ روبه روی خودش را جمع می کند می گوید:سوالات ما تموم شد ولی خودم شخصا یه سوالی داشتم اگر جواب بدین ممنون می شم.

-کروبی:بفرمایید.

-بازجو در حالی که از جای خود برخاسته با لبخند به کروبی می گوید:بالاخره نگفتین این ۳۰۰ میلیون رو چی کار کردین؟

-کروبی:ای بابا.

بازجو در حالی که لبخند می زند از اتاق خارج می شود.کروبی در اتاق تنهاست که شروع می کند به خواندن ترانه های مخصوص خودش.پس از مدتی فردی داخل اتاق می شود و می گوید:آقای کروبی!کروبی در حالی که نشسته به عقب بر می گردد.فرد ادامه می دهد:شما آزادید که برید!

کروبی در حالیکه لبخند مرموزانه ای بر لب دارد آرام می گوید:۳۰۰ میلیون ارزشش رو داشت!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 19:44  توسط هادی سلطانیه  | 

داخلی-شب-راهروی منزل کروبی

دوربین پشت دو نفر مامور پلیس قرار گرفته که دارند زنگ در منزل کروبی را به صدا در می آورند.پس از دوبار زنگ زدن،همسر کروبی با چادر سفید گل دار و عینک بسیار بزرگش در را باز می کند:

-بفرمایید.

-مامور پلیس:شب بخیر!آقای مهدی کروبی تشریف دارند؟

-بله!امرتون

-مامور پلیس:اگه ممکنه بهشون بگید تشریف بیارن

-چیزی شده؟

مامور پلیس:لطف کنید بهشون بگید تشریف بیارن

پس از مدتی کوتاه مهدی کروبی به پای در می آید و مامور پلیس خطاب به وی می گوید:

-آقای کروبی ما برای دستگیری شما حکم قضایی داریم لطفا لباس بپوشین همراه ما بیاین

مهدی کروبی پس از بحث و جدل سرانجام راضی می شود و همراه ماموران پلیس به سمت خودروی آنان می رود.مامور پلیس خطاب به وی می گوید:

-راستی یه چیزی یادمون رفت.هر چیزی بگید بر علیه تون در دادگاه استفاده می شه!

-کروبی:پس اون همه چیزی که گفتم چی؟

پلیس:حالا اون ها رو بی خیال می شیم!

کروبی:ولی من نمی تونم چیزی نگم.یعنی اگه حرف نزنم انگار یه چیزی کم دارم!

پلیس در حالی وی را داخل صندلی پشتی خودرو می گذارد با وی سوار می شود و دوربین در پشت ماشین رفتن آنان را نظاره می کند .در پشت ماشین کروبی مدام در حال صحبت کردن با مامور پلیس است که ناگهان پلیس ضربه محکمی بر پیشانی خودش می زند و شروع به گریستن می کند.

تیتراژ آغاز می شود:محدوده عملیات آنان کل ایران است.دشمنانشان حافظان بیت المال و در یک کلمه محود احمدی نژاد است که راه را بر انان می بندد.مردان هاشمی رفسنجانی شبانه روز در حال فعالیت اند.وظیفه آنان نابودی امنیت جامعه است.....میر حسین موسوی......مهدی کروبی.......هشدار برای ایران ۸۸ .....این قسمت دستگیری مهدی

داخلی - شب - محل بازجویی

دوربین در گوشه ای از اتاق بازجویی در حالیکه کل اتاق را زیر نظر دارد قرار گرفته است.نور اتاق کم است و از چراغی که در سقف قرار دارد تامین می شود.در وسط اتاق یک میز و دو صندلی قرار دارد که کروبی روی یکی از آن ها نشسته است.روبه روی میز یک شیشه رفلکس بزرگ قرار دارد که بازجویان پشت آن در حال نظاره کردن کروبی هستند.وی در حالیکه با تعجب به در دیوار نگاه می کند زیر لب اشعاری زمزمه می کند.

-کروبی با صدای آرام:کفتر کاکل به سر های های....

بازجویان در پشت شیشه به این حرکات او می خندد که ناگهان دوربین به داخل اتاق می رود.در باز می شود و فردی با صورت تراشیده و مو های مرتب شانه کرده وارد می شود.کروبی از جایش بلند نمی شود.بازجو روبه روی صندلی کروبی می نشیند و با لبخند به کروبی می گوید:سلام آقای کروبی

کروبی با بی اعتنایی:علیک سلام.من اولش یه چیزی بگم.تا وکیلم نیاد هیچی نمی گم.

بازجو:مگه شما وکیل داری؟

کروبی:نه!

بازجو:پس چی می گید؟

کروبی:گفتم ادای این فیلم خارجی ها رو در آورده باشم!

بازجو:شوخی بسه.سریع می ریم سر اصل مطلب.شما پس از انتخابات با این که طرفداری نداشتین در کنار آقای موسوی در راهپیمایی ها شرکت کردین،چرا؟

کروبی:من دفعه قبل دو ساعت گرفتم خوابیدم.وقتی بیدار شدم دیدم این مرده احمدی نژاد با آقای هاشمی رفتن دور بعد.این رو دل من موند.این سری تا صبح بیدار موندم دیدم احمدی نژاد نه گذاشت نه بر داشت یهو شد رئیس جمهور باز رو دل من موند.وقتی دیدم میر حسین طرفداراهاش رو ریخته تو خیابون گفتم وقتشه دق ودلی ام رو خالی کنم.اومدم تو خیابون تا شاید احمدی نژاد را چپه کنیم!

بازجو:حالا چپه کردین؟

کروبی:یه روز می کنیم.حالا ببینید.آخه من به دویست هزار نفر شام دادم حداقل باید دویست هزار تا رای داشته باشم این چه وضعشه؟

بازجو:دفعه پیش شما گفته بودین پنجاه هزار تومن می دین با این حال رای نیاوردین

کروبی:گفتم که دفعه پیش گرفتم خوابیدم این جور شد

بازجو با لبخند:آها!پس خوابیدین رای هاتون رو دزدیدن؟

کروبی:بله!

........................................................ادامه این برنامه را در پست بعد ببینید.(آهنگ فوتبالیست ها)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 14:48  توسط هادی سلطانیه  | 

خارجی - روز - محوطه وزارت کشور

دوربین در حالتی قرار دارد که ارتفاع ساختمان وزارت کشور در آن به خوبی نشان داده می شود.

داخلی - روز - سالن ثبت نام از نامزدهای دوره دهم ریاست جمهوری

دوربین در حالی که حول یک محور می چرخد سالن را نشان می دهد.سالن تقریبا شلوغ است و هر کس در حال گفتگو با دیگری است.در این حال دوربین بر روی یک متصدی ثبت نام که سرش پایین است قرار می گیرد.در همین اوضاع ناگهان سروصداهایی از بیرون بلند می شود که به سمت سالن در حال حرکت است.متصدی سرش را بالا می گیرد تا ببیند چه اتفاقی افتاده که...می بیند از راهروی ورودی وزارت کشور ،میرحسین موسوی همراه با دارودسته اش در حالیکه لبخندی بر لب دارد وارد سالن می شود و پس از حال و احوال با حاضران به سوی متصدی می آید.او از جایش بلند می شود و پس از دست دادن مدارک موسوی را می گیرد و مشغول به کار می شود.در حالیکه وی مشغول نوشتن مشخصات موسوی است ،بر روی عکس موسوی مدتی کوتاه خیره می شودخود موسوی دائم با لبخندش برای دوربین ها که سالن را پر کرده اند دست تکان می دهد.پس از اتمام کار با لبخندی به موسوی می گوید:"

-بفرمایید آقای موسوی تموم شد.فقط این جا رو انگشت بزنید

وموسوی در حالیکه انگشتش را به سوی دوربین ها نشان می دهد آن را بر روی جوهر فرود آورده و بر برگه می فشارد.متصدی شناسنامه اش را به وی می دهد و موسوی در جواب می گوید

-ممنون برادر!

موسوی از جایش بلند شده و به سوی محل سخنرانی اش می رود.تمام دار و دسته و دوربین ها نیز با وی می روند و متصدی که انگار وسط ورزشگاه آزادی بوده همراه با دوربین ها به محل سخنرانی می رود.نیاز چندانی به کنار زدن جمعیت نداشت و خیلی راحت گوشه ای برای شنیدن سخنان موسوی پیدا می کند.

موسوی شروع می کند:"آمده ام که از کرامت اشخاص و آزادی ها پاسداری کنم...."در همین حال سردردی شدید وی را در بر می گیردو ناگهان چشمان خود را می بندد.پشت سر موسوی یک بنر بزرگ وجود داشت که اکنون تبدیل به یک نمایشگر بزرگ شده بود که موسوی را در حال رای دادن نشان می داد.همزمان با نمایش تصاویر گوینده گان مختلفی مانند گویندگان اخبار این جملات را می گفتند:"آقای موسوی همراه با همسرش امروز در انتخابات شرکت کرد و رای خود را به صندوق انداخت......همسر آقای هاشمی صبح امروز گفت:اگر موسوی رئیس جمهور نشود تقلب شده و مردم به خیابان ها می ریزند......مدت رای گیری تا ساعت ۱۱ شب تمدید شد......آقای موسوی لحظاتی پیش در ساعت ۱۱ شب با تبریک پیروزی اش به مردم،از آنان خواست خود را برای پیروزی آماده کنند.....لحظاتی پس از اعلام نتایج نهایی انتخابات آقای موسوی اعلام کرد که تقلب گسترده ای در انتخابات صورت گرفته......چندین تن از حامیان آقای موسوی امشب با حمله به برخی پاسگاه ها،بانک ها و....همچنین چندین سطل آشغال را به آتش کشیدند.......راهپیمایی هوادران موسوی در حالیکه خود موسوی در برخی نقاط آنان را همراهی می کرد  در میدان آزادی پایان یافت......ندا آقا سلطان زن ایرانی در حالیکه ناظر حوادث خیابانی بود به طرز مشکوکی کشته شد........چندتن در حوادث پس از انتخابات در تهران کشته و زخمی شدند......احمدی نژاد:مدعیان تقلب هیچ مدرکی مبنی بر تقلب تا کنون ارائه نکرده اند.......آقای کروبی به همراه موسوی در مراسم هفتم کشته شدگان حوادث پس از انتخابات شرکت کرد.......آقای موسوی به همراه کروبی در مراسم روز قدس شرکت کردند که با بی اعتنایی مردم رو به رو شدند....."

دوربین در حالیکه بر چهره بهت زده متصدی زوم کرده کم کم زوم اوت می کند و وی را در کنار موسوی که برای دوربین ها دست تکان می دهد نشان می دهد.او نگاه خشم آلودی به موسوی می اندازد و فریاد می زند:

-نگهبان!نگهبان!

نگهبان می گوید:بله چی کار دارید

متصدی با همان لحن می گوید:"بیا این موسوی رو از اینجا بنداز بیرون!"

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 19:51  توسط هادی سلطانیه  | 

از آغازین روز های تشکیل موج سهمگین سبز!،رسانه های آمریکایی و صهیونیستی در پس پرده حمایت خود را از این موج سهمگین اعلام می کردند.در همان روز ها برخی سفرای کشورهای غربی با حضور در ستاد آقای موسوی با اعضای این ستاد به تبادل نظر می پرداختند.اما پس از انتخابات این حمایت های پشت پرده به حمایت های جلوی پرده تبدیل شد و این رسانه ها بادرج اخبار نادرست کوشیدند اوضاع ایران را وارونه جلوه دهند.اعلام حمایت صریح آمریکا و کشورهای غربی از آقای موسوی و حضور سفرای کشورهای غربی در راهپیمایی میلیونی و مسالمت آمیز جنبش سبز گوشه ای دیگر از اتفاقات پس از انتخابات بود.آویزان کردن پارچه سبز از سفارت ایتالیا در تهران و پناه دادن به آشوبگران دیگر اقدامات کشورهای غربی برای بحرانی کردن اوضاع ایران بود که حتی با خشنودی سبز ها مواجه شد!

اما پس از حضور گسترده و مثبت سبز ها در انتخابات و وقایع پس از آن و اخلال در مراسم ملی و راهپیمایی روز قدس،این بار این دار ودسته تصمیم به ناآرامی در مراسم روز ۱۳ آبان گرفته است.خارج کردن موضوع اصلی راهپیمایی و حذف شعار"مرگ بر آمریکا" کاری است که عناصر سبز قرار است به آن دست بزنند.هرچند مانند گذشته انتظار نمی رود استقبال گسترده ای از این برنامه صورت پذیرد اما ذکر چند نکته به برادران و خواهرانی که از اقدامات جنبش به اصطلاح سبز خشنود هستند الزامی است.

  • دولت آمریکا با همکاری انگلیس در سال ۱۳۳۲ دولت دکتر مصدق را با کودتای نظامی سرنگون کرد.این اقدام آمریکا سبب شد تا خشم این کشور از اقدام دکتر مصدق و آیت الله کاشانی در ملی کردن صنعت نفت ایران که سالیان دراز با کمک انگلیس آن را تاراج می کردند،فروکش کند.
  • آمریکا طرح کاپیتولاسیون که در آن دولت ایران حق محاکمه اتباع آمریکا را نداشت به ایران تحمیل کرد.این طرح سبب می شد که مردم ایران با تمدن ۷۰۰۰ ساله در برابر یک آمریکایی رده پایین سر خم کنند.
  • دولت آمریکا به آمریکاییانی که در ایران کار می کردند حق توحش می پرداخت.همان گونه که از این واژه بر می آید آمریکایی ها آمده بودند تا ایرانیان را اهلی کنند!
  • اقتصاد و کشاورزی ایران با طرح ها و برنامه های آمریکایی ها و پرشدن بازار ایران از اجناس آمریکایی در حال نابودی بود.
  • دولت آمریکا به جای این که با انقلاب ملت ایران همراه شود در برابر آن ایستاد و شاه،نوکر بله قربان گویش که دستانش به خون ملت ایران آلود بود را به ایران تحویل نداد.
  • آمریکا با حمایت گسترده مالی،نظامی و اطلاعاتی از صدام حسین سهم گسترده ای در به شهادت رسیدن صدها هزار جوان ایرانی داشت.
  • ناو جنگی آمریکا در سال ۱۳۶۷ با حمله به هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس سبب کشته شدن نزدیک به ۳۰۰ انسان بی گناه شد.دولت وقت آمریکا به جای عذرخواهی از ملت ایران به فرمانده آن ناو جنگی مدال شجاعت داد و با خدمه آن ناو جنگی مانند یک قهرمان جنگی رفتار کرد.
  • دولت آمریکا در سالیان پس از جنگ تحریم های گوناگونی علیه ایران وضع کرد که نمونه آن را در هواپیماهای مسافربری می بینیم.
  • آمریکا با هجمه فرهنگی علیه تاریخ و تمدن و فرهنگ ایرانی،سهم عمده ای در ارائه تصویری نادرست از ایران نزد جهان دارد.تغییر نام خلیج فارس به نام دیگر و تحریک اعراب به استفاده از این نام،ساختن فیلم هایی مانند ۳۰۰ و اسکندر که در آن ایرانیان مانند حیوانات وحشی تصویر شده اند و صد ها مورد دیگر نمونه ای از این هجمه فرهنگی است.
  • دولت آمریکا با داشتن بیش از ۱۰۰۰۰ بمب هسته ای ایران را با تحریم و تهدید تحت فشار گذاشته است تا از برنامه صلح آمیز هسته ای اش چشم پوشی کند.

این موارد تنها بخشی از سرفصل های دشمنی آمریکا با ملت ایران بود و اگر بخواهیم به جزییات اشاره کنیم،چندین هزار مورد برای گفتن خواهیم داشت.ولی آیا برادران و خواهران سبز چشم خود را بر این حقایق می بندند؟آیا با این وجود شعار "مرگ بر آمریکا" را حذف می کنند؟آیا دار ودسته سبز همیشه چشم خود را بر حقایق می بندد؟وچندین آیای دیگر....

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 21:20  توسط هادی سلطانیه  | 

       قبر امام هشتم و سلطان دین رضا

                                                                           از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش

                                                                                                              "حافظ"

فرخنده زاد روز شمس الشموس،امام رئوف،هشتمین پیشوای شیعیان جهان حضرت امام علی ابن موسی الرضا(ع)بر همگان مبارک باد.

                                      ****************************

سخنی از امام(ع):

عقل شخص مسلمـان تمـام نیست, مگر ایـن که ده خصلت را دارا بـاشـد:
1 ـ از او امید خیر باشد.
2 ـ از بدى او در امان باشند.
3 ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد.
4 ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد.
5 ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6 ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7 ـ فقـر در راه خـدایـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشد.
8 ـ خـوارى در راه خـدایـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشد.
9 ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد.
10 ـ سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چیست دهمى ؟ به او گفته شـد: چیست؟ فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ایـن که بگـویـد او از مـن بهتـر و پـرهیزکـارتـــر است.

 |+| نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 13:51  توسط هادی سلطانیه  | 

یک بار داستانی را از یکی از معلم های دوران راهنمایی ام شنیدم که برایم جالب بود و هنوز در

یادم مانده است.وی می گفت پس از جنگ جهانی دوم کشور ژاپن تقریبا ویران شده بود و بیشتر واحدهای تولیدی و صنعتی این کشور نابود شده بودند.یکی از اجناسی که کمبود آن احساس می شد شیشه بود.دولت وقت ژاپن با بیان این نکته که توان وارد کردن شیشه را ندارد به مردم ژاپن گفته بود  یا خودتان  شیشه بسازید یا بی شیشه بمانید.تلاش بی وقفه مردم ژاپن سبب شد تا این کشور به یکی از غول های اقتصادی جهان تبدیل شود که نه تنها در تولید شیشه بلکه در بسیاری از صنایع و فناوری ها حرف اول را می زند.

پس از آنکه آقای احمدی نژاد آمد بسیاری از امید های ناامید شده زنده شد.جدا از تبلیغات صداوسیما و برخی رسانه های طرفدار آقای رفسنجانی،واقعیت کشور آن گونه بود که بسیاری به آینده امیدوار شوند اما در آینده اتفاقات دیگری افتاد.اجرای برخی طرح های آقای احمدی نژاد در جهت کاهش فاصله طبقاتی به مذاق برخی خوش نیامد و کسانی که در همان آغاز نیز دل خوشی از احمدی نژاد نداشتند،نفرتشان از وی بیشتر شد.نمونه بارز این قضیه سهمیه بندی بنزین بود که دیگر نیازی به بیان وقایع پس از اجرای این طرح نیست.سفرهای استانی احمدی نژاد،پخش سهام عدالت در میان فرهنگیان و اقشار کم در آمد جامعه و بسیاری موارد دیگر نکاتی بودند که آقای موسوی - نامزد قشر مرفه جامعه - از آن به عنوان گداپروری یاد کرده بود.

احمدی نژاد و دولتش از خطا و اشتباه بری نبودند ولی نکته قابل توجه اینجاست که خطاهای دولت وی کمتر از دولت های پیشین بود.دولت های پیشین به کمک داشتن بیشتر رسانه های کشور از جمله صداوسیمای مطیع کوشیدند از خود چهره موفق و کارامدی به نمایش بگذارند در حالیکه نظر مردم به ویژه قشر متوسط و پایین جامعه چیز دیگری بود.با کمی تفکر در اقدامات احمدی نژاد می توان دریافت که اقدامات وی مخرب نبوده است ولی برخی گویی چیزی به نام تفکر ندارند.جنبش به اصطلاح سبز با راه اندازی نمایش بزرگ تقلب،فردای انتخابات دست به راهپیمایی زد تا به قول خود احمدی نژاد کودتاچی را سرنگون کند ولی به این نکته توجه نداشت که تعدادشان واقعا اندک است.آشوبگری و اغتشاش در کنار وحدت شکنی های این جنبش و طرفدارانش جدا از زیان های گسترده اقتصادی،صدمه ای جدی به آبروی ایران در عرصه بین المللی زد طوری که اعراب حاشیه خلیج فارس با پوزخند به اوضاع ایران نگاه کنند و تا امروز رویای نابودی ایران را در سربپرورند.

در واقع برخی هموطنان بدون توجه به شعارهای دهان پرکنشان فقط به اوضاع جیب خود و منافعشان توجه می کنند و صلاح کل کشور را از یاد می برند.راهپیمایی جنبش سبز!نشان داد برخی علاقه به وحدت و پیشرفت ندارند و تنها می خواهند اوضاع رفاهی شان حفظ شده و هیچ چیز از منافعشان کم نشود.این طرز تفکر در حالی است که بیشتر مردم به دلیل خدمات مهم دولت های پیشین در وضع نامساعدی به سر می بردند.این گروه،همان گونه که دیدیم رای به کارآمدی و تلاش برای رفع کمبودها و پیشرفت کشور بود.

ستاد تبلیغاتی آقای موسوی با درست کردن برخی فهرست های بعضا دروغ مبنی بر حمایت گسترده نخبگان و دانشگاهیان از موسوی کوشیدند تا طرفداران احمدی نژاد را عقب مانده،بی سواد و متحجر جلوه دهند.این لشگرسازی ها بدون توجه به سابقه درخشان موسوی و طرفدارانش - خاتمی و رفسنجانی - و همچنین نداشتن جواب قانع کننده در برابر احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی انجام می شد.جالب اینجاست که برخی از کسانی که نامشان در این لیست ها موجود بود وبرخی از سیاست مداران اصلاح طلب هنوز هم از حمایت گسترده نخبگان از موسوی و نه آنان به احمدی نژاد سخن می گویند در حالیکه به جز برخی هنرپیشه و فوتبالیست خوش سابقه،واقعیت چیز دیگری بوده و هست.

امیدهای خود من به شخصه پس از انتخاب مجدد احمدی نژاد به ریاست جمهوری برای پیشرفت کشور کاهش یافته است زیرا پس از تئاتر بزرگ هواداران موسوی فهمیدم برخی در این کشور به جز منافعشان به چیز دیگری اهمیت نمی دهند و تا هنگامی که این قشر وجود داشته باشند و یا این گونه طرز تفکرها در جامعه باشد،امیدی به پیشرفت این کشور نیست.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 20:50  توسط هادی سلطانیه  | 

پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم،شایعات فراوانی مبنی بر حضور برخی افراد سرشناس سیاسی برای کاندیدا شدن منتشر می شد،اما کسانی که حضورشان در این انتخابات قطعی شد چهار نفر بودند که همگی آنان را می شناسیم.

محمود احمدی نژاد طبق اصل نانوشته ای مبنی بر نامزدی دوباره روسای جمهور وقت، دوباره نامزد شده بود تا رئیس جمهور شود.از سویی دیگر دارودسته اصلاح طلبان که از حمایت گسترده رفسنجانی برخودار بودند پس از کش و قوس های فراوان و جابه جا کردن برخی افراد نظر محمد خاتمی،سرانجام میرحسین موسوی را معرفی کردند.درواقع موسوی نماینده هاشمی رفسنجانی و دارودسته وی بود که برای مبارزه با احمدی نژاد و کنار زدن وی آمده بود.در واقع احمدی نژاد در طول چهار سال پا روی دم دارودسته رفسنجانی گذاشته بود و او نمی خواست احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور شود زیرا در غیر این صورت حیات سیاسی دارودسته اش به خطر می افتاد.مهدی کروبی نیز که در دوره پیش با وعده ۵۰ هزار تومانی اش نتوانسته بود رئیس جمهور شود این بار نیز آمد اما بدون وعده ۵۰ هزار تومانی اش.عشق به قدرت و منافعش طوری چشمان وی را کور کرده بود که حاضر بود دوباره شانس خود را آزمایش کند.در واقع وی نماینده اصلاح طلبان نبود بلکه آنان برای این که دلش را نشکنند از حضور او جلوگیری نکردند.حضور دو اصلاح طلب در برابر احمدی نژاد اصول گرا سبب شد تا عناصر پشت پرده فکری کنند تا این امر منجر به وجود آمدن توطئه علیه احمدی نژاد نشود از این رو یک اصول گرا را وارد صحنه کردند تا این شائبه کم رنگ شود.این اصول گرا کسی نبود جز محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه پاسداران.(اصول گرا تر از این پیدا نمی شود!)

محسن رضایی می دانست که شانسی برای پیروزی ندارد اما رابطه خوبش با رفسنجانی باعث شد تا به پیشنهاد عناصر پشت پرده جواب رد ندهد.آقایان موسوی،کروبی و رضایی هر کدام پیش از انتخابات درباره آن به طور جداگانه با رفسنجانی دیدارهایی داشتند.از این میان تنها کسی که دیداری با رفسنجانی نداشت احمدی نژاد بود.در واقع سخنان احمدی نژاد در یکی از مناظره های انتخاباتی اش به این نکته اشاره کرده بود که این سه نامزد در واقع یکی هستند که از سوی برخی افراد پشتیبانی می شدند.در مناظره های انتخاباتی آقای رضایی با آقایان موسوی و کروبی به تنها چیزی که این دو توجه نمی کردند رضایی بود به طوریکه از این مناظره ها در جهت تخریب احمدی نژاد استفاده می کردند.

هزینه نکردن مبالغ هنگفت برای تبلیغات توسط آقای رضایی و کم بودن تراکت های تبلیغاتی که برخلاف آقایان موسوی و کروبی نمونه های دیگری بود که نشان می داد وی برنامه از پیش طراحی شده برای انتخابات نداشته است.مطرح کردن برخی برنامه های پراکنده و ناکارآمد مانند فدرال کردن ایران نمونه دیگری است که نشان می دهد حتی برنامه مدونی نیز نداشته است.

معمار اقتصاد نوین ایران پس از انتخابات نیز به برنامه از پیش طراحی شده عمل کرد و مدعی شد ۳.۵ تا ۷.۵ میلیون رای می آورده است!درحالیکه در نظر سنجی ها حتی وی پس از کروبی قرار داشته بود.طرح ادعای وی مبنی بر تقلب از پیش برنامه ریزی شده بود به گونه ای که مردم تصور کنند رضایی که از بزرگان نظام و نزدیک به رهبری است حتما در ادعایش مبنی بر تقلب صادق است.پس از بازشماری برخی صندوق ها رضایی انصراف خود را از پیگیری شکایتش اعلام کرد.نماسیدن چیزی به نفع رضایی در این بازشماری سبب شده بود تا وی انصراف دهد و این درحالی بود که وی با گرفتن ژست قانون مداری دلیل انصرافش را وضعیت حساس کشور در آن برهه اعلام کرده بود.

پس از خاتمه یافتن جریان های پس از انتخابات وی در مراسم تنفیذ حکم احمدی نژاد شرکت کرد.او دلیل شرکتش در این مراسم را احترام به رهبری عنوان کرده بود.اما آیا او نمی دانست که رهبری نتایج انتخابات را تایید کرده و هرگونه تقلب در آن را منکر شده بود؟آیا احترام به رهبری این گونه است؟آیا پیوستن کسی که سالیان دراز در جبهه های جنگ در خدمت ایران و انقلاب بوده به جریانی که هدفش نابودی ایران و انقلاب بود،درست است؟آیا....

اما این روزها رضایی با مطرح کردن طرح های گوناگون درباره کمسیون انتخابات و تفسیرهای گوناگون از وقایع کشور سعی دارد موقعیت خود را در فضای سیاسی کشور بهبود بخشد.مطرح کردن این گونه طرح ها مانند کمیسیون انتخابات در حالی بیان می شود که کشوری مانند افغانستان با وجود اجرا کردن این طرح هنوز از سوی کشورهای غربی متهم به تقلب می شود.رضایی که در پیش گویی های خود همواره درست گفته است!ـمانند حمله آمریکا به ایران در سال ۸۶- بهتر است به جای پیش گویی،طرح دادن و نامزدی برای انتخابات در کنار آقای رفسنجانی به دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام بپردازد و گذشته  تقریبا پرافتخار خود را  خراب ننماید.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 20:35  توسط هادی سلطانیه  | 

لابی گری در جهان امروز یک امر غیر قابل انکار است.از کوچکترین بخش یک کشور تا بزرگترین بخش آن را برخی لابی ها تشکیل می دهند.حتما یک لابی به منظور اجرای اهداف خلاف قانون و زشت تشکیل نمی شود بلکه در برخی کشورها این لابی ها برای اهداف انسان دوستانه به وجود می آیند.هر چند که این گونه لابی ها بسیار کم پیدا می شوند.

از مافیا گرفته تا آیپک که حتی رئیس جمهور آمریکا را تایین می کند،نمونه هایی از لابی گری در کشورهای مختلف است.لابی اسلحه سازی در آمریکا و لابی های قاچاق مواد مخدر در اروپا،آمریکای شمالی و به خصوص کلمبیا - که در فهرست کشورهای فاسد که توسط آقای موسوی ارائه داده شد در رتبه بسیار بالاتری از ایران قرار داشت که نشانگر سالم بودن آن کشوردارد! - از دیگر لابی های موجود در جهان هستند که قدرت غیرقابل انکاری دارند.

اما در کشور ما ایران نیز در برهه هایی از زمان این لابی ها وجود داشته است.در زمان طاغوت دسته های انتصابی نمایندگان حامی انگلیس و روسیه وجود داشتند که طرح های مورد نظر این کشورها - به خصوص انگلیس و آمریکا - مانند کاپیتولاسیون را مطرح و آن را تصویب می کردند.پس از انقلاب نیز این دارودسته به گونه ای دیگر وارد عمل شدند.در دوران آقایان رفسنجانی و خاتمی،نفوذ گسترده لابی های سرمایه داری سبب شد تا خط مشی دولت به سمت ثروتمندان و سرمایه دارانی که سرمایه شان را در خدمت تولید و ایجاد اشتغال صرف نمی کردند کشیده شود.همچنین در دوران آقای خاتمی برخی نمایندگان مجلس با مطرح کردن طرح هایی مانند سه فوریت تعلیق فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران گوشه دیگری از این لابی گری ها را نشان دادند.علاوه بر آن تیم مذاکره کننده هسته ای ایران که از افرادی مانند موسویان و ناصری تشکیل می شد سهم عمده ای از خفت را تقدیم ایران کردند.آقای ناصری با بستن قرارداد های گوناگون با شرکت های نفتی خارجی در کنار مهدی هاشمی رفسنجانی - که ماجرای رشوه گرفتن او از برخی شرکت های خارجی آشکار شد - بخشی از لابی های فساد را تشکیل می دادند که در حوادث پس از انتخابات هویدا شدند.

اما برای چه این موضوع را پیش کشیدیم؟این روزها بحث آلوده بودن یا نبودن برنج های وارداتی مطرح شده است.پس از افزایش فجیع قیمت برنج ایرانی در سال گذشته،دولت تصمیم گرفت برای کاهش قیمت برنج از کشورهای دیگر وارد کند.این امر سبب شد تا قیمت برنج از کیلویی ۴۰۰۰ تومان به حدود ۱۹۰۰ تومان کاهش یابد.کار به این جا ختم نشد.قیمت پایین برنج های وارداتی سبب شد تا قشر پایین جامعه این برنج ها را به برنج های ایرانی ترجیح دهند.هر چند برنج ایرانی از لحاظ طعم و مزه و عطر چیز دیگری است اما قیمت آن نیز چیز دیگری است!

این امر سبب شد تا کسانی که جیب هاشان-مانند کسانی که از رسیدن قیمت مسکن به اوج جیبشان پر شده بود - با رسیدن قیمت برنج به ۴۰۰۰ تومان پرشود به تکاپو بیفتند و با همکاری صداوسیما و رسانه های وابسته به خودشان و برخی نهاد ها دست به کار شوند و بحث آلوده بودن برنج ها را مطرح کنند.امری که حتی رئیس جمهور نیز تلویحا به جوسازی بودن آن اشاره کرده بود .با مطرح کردن این بحث به سرعت نور از ۱۵۰ تومان تا ۲۰۰ تومان افزایش پیدا کرد که البته تقریبا تا همین حد باقی مانده است زیرا هنوز هم از برنج های ایرانی استقبال نمی شود.

آری به جمع لابی های موجود در جهان و ایران لابی برنج نیز افزوده شده است.بدون در نظر گرفتن اظهارات سازمان های مختلف درباره آلوده بودن یا نبودن برنج ها بیشتر مردم بدون توجه به آن ها هنوز هم از برنج های دانه بلند استفاده می کنند و تلاش گسترده لابی برنج برای افزایش قیمت برنج ایرانی بیهوده بود است.درباره نابود شدن کشاورزان برنج کار شمال هم باید گفت که هیج گاه این اتفاق نمی افتد.زیرا اگر آنان برنجشان را با قیمت کیلویی ۱۰۰۰۰ تومان هم به فروش برسانند باز هم خریدار دارند.برای قشر پایین جامعه جوسازی ها درباره وجود سرب و آرسنیک و مرگ موش در برنج ها نتیجه نمی دهد زیرا آنان که در پایین شهرتهران زندگی می کنند همه روزه سرب ناشی از خودرو ها را نوش جان می کنند در حالیکه بالاشهری هایی که در دامنه های کوه های البرز زندگی می کنند خیالشان  راحت است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 17:37  توسط هادی سلطانیه  | 
 
  بالا